Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۰۸ - بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریب (d5-sh108, daftar 5, 27 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M5:2561 چونک بر کوهش بسوی مرج برد تا کند شیرش به حمله خرد و مرد M5:2562 دور بود از شیر و آن شیر از نبرد تا به نزدیک آمدن صبری نکرد M5:2563 گنبدی کرد از بلندی شیر هول خود نبودش قوت و امکان حول M5:2564 خر ز دورش دید و برگشت و گریز تا به زیر کوه تازان نعل ریز M5:2565 گفت روبه شیر را ای شاه ما چون نکردی صبر در وقت وغا M5:2566 تا به نزدیک تو آید آن غوی تا باندک حمله‌ای غالب شوی M5:2567 مکر شیطانست تعجیل و شتاب لطف رحمانست صبر و احتساب M5:2568 دور بود و حمله را دید و گریخت ضعف تو ظاهر شد و آب تو ریخت M5:2569 گفت من پنداشتم بر جاست زور تا بدین حد می‌ندانستم فتور M5:2570 نیز جوع و حاجتم از حد گذشت صبر و عقلم از تجوع یاوه گشت M5:2571 گر توانی بار دیگر از خرد باز آوردن مر او را مسترد M5:2572 منت بسیار دارم از تو من جهد کن باشد بیاری‌اش به فن M5:2573 گفت آری گر خدا یاری دهد بر دل او از عمی مهری نهد M5:2574 پس فراموشش شود هولی که دید از خری او نباشد این بعید M5:2575 لیک چون آرم من او را بر متاز تا ببادش ندهی از تعجیل باز M5:2576 گفت آری تجربه کردم که من سخت رنجورم مخلخل گشته تن M5:2577 تا به نزدیکم نیاید خر تمام من نجنبم خفته باشم در قوام M5:2578 رفت روبه گفت ای شه همتی تا بپوشد عقل او را غفلتی M5:2579 توبه‌ها کردست خر با کردگار که نگردد غرهٔ هر نابکار M5:2580 توبه‌هااش را به فن بر هم زنیم ما عدوی عقل و عهد روشنیم M5:2581 کلهٔ خر گوی فرزندان ماست فکرتش بازیچهٔ دستان ماست M5:2582 عقل که آن باشد ز دوران زحل پیش عقل کل ندارد آن محل M5:2583 از عطارد وز زحل دانا شد او ما ز داد کردگار لطف‌خو M5:2584 علم الانسان خم طغرای ماست علم عند الله مقصدهای ماست M5:2585 تربیهٔ آن آفتاب روشنیم ربی الاعلی از آن رو می‌زنیم M5:2586 تجربه گر دارد او با این همه بشکند صد تجربه زین دمدمه M5:2587 بوک توبه بشکند آن سست‌خو در رسد شومی اشکستن درو ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai