Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۱۰ - دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدش (d5-sh110, daftar 5, 20 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M5:2597 پس بیامد زود روبه سوی خر گفت خر از چون تو یاری الحذر M5:2598 ناجوامردا چه کردم من ترا که به پیش اژدها بردی مرا M5:2599 موجب کین تو با جانم چه بود غیر خبث جوهر تو ای عنود M5:2600 هم‌چو کزدم کو گزد پای فتی نارسیده از وی او را زحمتی M5:2601 یا چو دیوی کو عدوی جان ماست نارسیده زحمتش از ما و کاست M5:2602 بلک طبعا خصم جان آدمیست از هلاک آدمی در خرمیست M5:2603 از پی هر آدمی او نسکلد خو و طبع زشت خود او کی هلد M5:2604 زانک خبث ذات او بی‌موجبی هست سوی ظلم و عدوان جاذبی M5:2605 هر زمان خواند ترا تا خرگهی که در اندازد ترا اندر چهی M5:2606 که فلان جا حوض آبست و عیون تا در اندازد به حوضت سرنگون M5:2607 آدمی را با همه وحی و نظر اندر افکند آن لعین در شور و شر M5:2608 بی‌گناهی بی‌گزند سابقی که رسد او را ز آدم ناحقی M5:2609 گفت روبه آن طلسم سحر بود که ترا در چشم آن شیری نمود M5:2610 ورنه من از تو به تن مسکین‌ترم که شب و روز اندر آنجا می‌چرم M5:2611 گرنه زان گونه طلسمی ساختی هر شکم‌خواری بدانجا تاختی M5:2612 یک جهان بی‌نوا پر پیل و ارج بی‌طلسمی کی بماندی سبز مرج M5:2613 من ترا خود خواستم گفتن به درس که چنان هولی اگر بینی مترس M5:2614 لیک رفت از یاد علم آموزیت که بدم مستغرق دلسوزیت M5:2615 دیدمت در جوع کلب و بی‌نوا می‌شتابیدم که آیی تا دوا M5:2616 ورنه با تو گفتمی شرح طلسم که آن خیالی می‌نماید نیست جسم ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai