Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه را (d5-sh111, daftar 5, 20 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M5:2617 گفت رو رو هین ز پیشم ای عدو تا نبینم روی تو ای زشت‌رو M5:2618 آن خدایی که ترا بدبخت کرد روی زشتت را کریه و سخت کرد M5:2619 با کدامین روی می‌آیی به من این چنین سغری ندارد کرگدن M5:2620 رفته‌ای در خون جانم آشکار که ترا من ره‌برم تا مرغزار M5:2621 تا بدیدم روی عزرائیل را باز آوردی فن و تسویل را M5:2622 گرچه من ننگ خرانم یا خرم جانورم جان دارم این را کی خرم M5:2623 آنچ من دیدم ز هول بی‌امان طفل دیدی پیر گشتی در زمان M5:2624 بی‌دل و جان از نهیب آن شکوه سرنگون خود را درافکندم ز کوه M5:2625 بسته شد پایم در آن دم از نهیب چون بدیدم آن عذاب بی‌حجیب M5:2626 عهد کردم با خدا کای ذوالمنن برگشا زین بستگی تو پای من M5:2627 تا ننوشم وسوسهٔ کس بعد ازین عهد کردم نذر کردم ای معین M5:2628 حق گشاده کرد آن دم پای من زان دعا و زاری و ایمای من M5:2629 ورنه اندر من رسیدی شیر نر چون بدی در زیر پنجهٔ شیر خر M5:2630 باز بفرستادت آن شیر عرین سوی من از مکر ای بئس القرین M5:2631 حق ذات پاک الله الصمد که بود به مار بد از یار بد M5:2632 مار بد جانی ستاند از سلیم یار بد آرد سوی نار مقیم M5:2633 از قرین بی‌قول و گفت و گوی او خو بدزدد دل نهان از خوی او M5:2634 چونک او افکند بر تو سایه را دزدد آن بی‌مایه از تو مایه را M5:2635 عقل تو گر اژدهایی گشت مست یار بد او را زمرد دان که هست M5:2636 دیدهٔ عقلت بدو بیرون جهد طعن اوت اندر کف طاعون نهد ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai