Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۴۷ - رفتن امیر خشم‌آلود برای گوشمال زاهد (d5-sh147, daftar 5, 12 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M5:3489 میر چون آتش شد و برجست راست گفت بنما خانهٔ زاهد کجاست M5:3490 تا بدین گرز گران کوبم سرش آن سر بی‌دانش مادرغرش M5:3491 او چه داند امر معروف از سگی طالب معروفی است و شُهرگی M5:3492 تا بدین سالوس خود را جا کند تا به چیزی خویشتن پیدا کند M5:3493 کو ندارد خود هنر الا همان که تسلس می‌کند با این و آن M5:3494 او اگر دیوانه است و فتنه‌کاو داروی دیوانه باشد کیر گاو M5:3495 تا که شیطان از سرش بیرون رود بی‌لت خربندگان خر چون رود M5:3496 میر بیرون جست دبوسی بدست نیم شب آمد به زاهد نیم‌مست M5:3497 خواست کشتن مرد زاهد را ز خشم مرد زاهد گشت پنهان زیر پشم M5:3498 مرد زاهد می‌شنید از میر آن زیر پشم آن رسن‌تابان نهان M5:3499 گفت در رو گفتن زشتی مرد آینه تاند که رو را سخت کرد M5:3500 روی باید آینه‌وار آهنین تات گوید روی زشت خود ببین ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai