Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی (d5-sh27, daftar 5, 17 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M5:556 روی نفس مطمئنه در جسد زخم ناخنهای فکرت می‌کشد M5:557 فکرت بد ناخن پر زهر دان می‌خراشد در تعمق روی جان M5:558 تا گشاید عقدهٔ اشکال را در حدث کردست زرین بیل را M5:559 عقده را بگشاده گیر ای منتهی عقدهٔ سختست بر کیسهٔ تهی M5:560 در گشاد عقده‌ها گشتی تو پیر عقدهٔ چندی دگر بگشاده گیر M5:561 عقده‌ای کان بر گلوی ماست سخت که بدانی که خسی یا نیک‌بخت M5:562 حل این اشکال کن گر آدمی خرج این کن دم اگر آدم‌دمی M5:563 حد اعیان و عرض دانسته گیر حد خود را دان که نبود زین گزیر M5:564 چون بدانی حد خود زین حدگریز تا به بی‌حد در رسی ای خاک‌بیز M5:565 عمر در محمول و در موضوع رفت بی‌بصیرت عمر در مسموع رفت M5:566 هر دلیلی بی‌نتیجه و بی‌اثر باطل آمد در نتیجهٔ خود نگر M5:567 جز به مصنوعی ندیدی صانعی بر قیاس اقترانی قانعی M5:568 می‌فزاید در وسایط فلسفی از دلایل باز برعکسش صفی M5:569 این گریزد از دلیل و از حجاب از پی مدلول سر برده به جیب M5:570 گر دخان او را دلیل آتشست بی‌دخان ما را در آن آتش خوشست M5:571 خاصه این آتش که از قرب ولا از دخان نزدیک‌تر آمد به ما M5:572 پس سیه‌کاری بود رفتن ز جان بهر تخییلات جان سوی دخان ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai