Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۵۰ - در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند» (d5-sh50, daftar 5, 14 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M5:1104 گر زلیخا بست درها هر طرف یافت یوسف هم ز جنبش منصرف M5:1105 باز شد قفل و در و شد ره پدید چون توکل کرد یوسف برجهید M5:1106 گرچه رخنه نیست عالم را پدید خیره یوسف‌وار می‌باید دوید M5:1107 تا گشاید قفل و در پیدا شود سوی بی‌جایی شما را جا شود M5:1108 آمدی اندر جهان ای ممتحن هیچ می‌بینی طریق آمدن M5:1109 تو ز جایی آمدی وز موطنی آمدن را راه دانی هیچ نی M5:1110 گر ندانی تا نگویی راه نیست زین ره بی‌راهه ما را رفتنیست M5:1111 می‌روی در خواب شادان چپ و راست هیچ دانی راه آن میدان کجاست M5:1112 تو ببند آن چشم و خود تسلیم کن خویش را بینی در آن شهر کهن M5:1113 چشم چون بندی که صد چشم خمار بند چشم تست این سو از غرار M5:1114 چارچشمی تو ز عشق مشتری بر امید مهتری و سروری M5:1115 ور بخسپی مشتری بینی به خواب چغد بد کی خواب بیند جز خراب M5:1116 مشتری خواهی بهر دم پیچ پیچ تو چه داری که فروشی هیچ هیچ M5:1117 گر دلت را نان بدی یا چاشتی از خریداران فراغت داشتی ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai