Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۶۷ - فرستادن اسرافیل را علیه‌السلام به خاک کی حفنه‌ای بر گیر از خاک بهر ترکیب جسم آدم علیه‌السلام (d5-sh67, daftar 5, 29 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M5:1619 گفت اسرافیل را یزدان ما که برو زان خاک پر کن کف بیا M5:1620 آمد اسرافیل هم سوی زمین باز آغازید خاکستان حنین M5:1621 کای فرشتهٔ صور و ای بحر حیات که ز دمهای تو جان یابد موات M5:1622 در دمی از صور یک بانگ عظیم پر شود محشر خلایق از رمیم M5:1623 در دمی در صور گویی الصلا برجهید ای کشتگان کربلا M5:1624 ای هلاکت دیدگان از تیغ مرگ برزنید از خاک سر چون شاخ و برگ M5:1625 رحمت تو وآن دم گیرای تو پر شود این عالم از احیای تو M5:1626 تو فرشتهٔ رحمتی رحمت نما حامل عرشی و قبلهٔ دادها M5:1627 عرش معدن گاه داد و معدلت چار جو در زیر او پر مغفرت M5:1628 جوی شیر و جوی شهد جاودان جوی خمر و دجلهٔ آب روان M5:1629 پس ز عرش اندر بهشتستان رود در جهان هم چیزکی ظاهر شود M5:1630 گرچه آلوده‌ست اینجا آن چهار از چه از زهر فنا و ناگوار M5:1631 جرعه‌ای بر خاک تیره ریختند زان چهار و فتنه‌ای انگیختند M5:1632 تا بجویند اصل آن را این خسان خود برین قانع شدند این ناکسان M5:1633 شیر داد و پرورش اطفال را چشمه کرده سینهٔ هر زال را M5:1634 خمر دفع غصه و اندیشه را چشمه کرده از عنب در اجترا M5:1635 انگبین داروی تن رنجور را چشمه کرده باطن زنبور را M5:1636 آب دادی عام اصل و فرع را از برای طهر و بهر کرع را M5:1637 تا ازینها پی بری سوی اصول تو برین قانع شدی ای بوالفضول M5:1638 بشنو اکنون ماجرای خاک را که چه می‌گوید فسون محراک را M5:1639 پیش اسرافیل‌گشته او عبوس می‌کند صد گونه شکل و چاپلوس M5:1640 که بحق ذات پاک ذوالجلال که مدار این قهر را بر من حلال M5:1641 من ازین تقلیب بویی می‌برم بدگمانی می‌دود اندر سرم M5:1642 تو فرشتهٔ رحمتی رحمت نما زانک مرغی را نیازارد هما M5:1643 ای شفا و رحمت اصحاب درد تو همان کن کان دو نیکوکار کرد M5:1644 زود اسرافیل باز آمد به شاه گفت عذر و ماجرا نزد اله M5:1645 کز برون فرمان بدادی که بگیر عکس آن الهام دادی در ضمیر M5:1646 امر کردی در گرفتن سوی گوش نهی کردی از قساوت سوی هوش M5:1647 سبق رحمت گشت غالب بر غضب ای بدیع افعال و نیکوکار رب ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai