Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب (d1-sh12, daftar 1, 14 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M1:327 بود شاهی در جُهودان ظلم‌ساز دشمنِ عیسی و نصرانی گُداز M1:328 عهدِ عیسی بود و نوبتْ آنِ او جانِ موسی او و موسی جانِ او M1:329 شاهِ اَحْوَل کرد در راهِ خدا آن دو دَمسازِ خدایی را جدا M1:330 گفت استادْ اَحْوَلی را کَاندَر آ رو بُرون آر از وِثاق آن شیشه را M1:331 گفت اَحوَل: زان دو شیشه من کدام پیشِ تو آرَم؟ بکُن شرحِ تمام M1:332 گفت استاد: آن، دو شیشه نیست، رو اَحوَلی بگذار و افزون‌ْبین مشو M1:333 گفت: ای اُستا، مرا طعنه مزن گفت اُستا: زان دو، یک را دَر شکن M1:334 چون یکی بشکست، هر دو شد ز چشم مَرد، اَحوَل گردد از مَیلان و خشم M1:335 شیشه یک بود و به چشمش دو نمود چون شکست او شیشه را، دیگر نبود M1:336 خشم و شَهوَت مرد را احوَل کند ز استقامت روح را مُبْدَل کند M1:337 چون غَرَض آمد، هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد M1:338 چون دهد قاضی به دل رُشْوَت قرار کی شناسد ظالم از مظلومِ زار M1:339 شاه، از حِقْدِ جُهودانه چنان گشت اَحوَل، کَالْاَمانْ یا رَب اَمان M1:340 صد هزاران مؤمنِ مظلوم کُشت که پناهم دینِ موسی را و پُشت ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai