Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیه‌السلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای می‌پیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان (d1-sh146, daftar 1, 26 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M1:3132 گفت نوح ای سرکشانْ من، من نیم من ز جان مُردم به جانان می‌زیم M1:3133 چون بمُردم از حواسِ بوالبشر حق مرا شد سمع و ادراک و بصر M1:3134 چونکِ من، من نیستم این دَم ز هوست پیش این دَم هرکه دَم زد کافر اوست M1:3135 هست اندر نقش این روباه شیر سوی این روبه نشاید شد دلیر M1:3136 گر ز روی صورتش می‌نگروی غره شیران ازو می‌نشنوی؟ M1:3137 گر نبودی نوح را از حق یَدی پس جهانی را چرا بر هم زدی؟ M1:3138 صد هزاران شیر بود او در تنی او چو آتش بود و عالم خرمنی M1:3139 چونک خرمن پاس عشر او نداشت او چنان شعله بر آن خرمن گماشت M1:3140 هر که او در پیش این شیر نهان بی‌ادب چون گرگ بگشاید دهان M1:3141 همچو گرگ آن شیر بر دراندش فانتقمنا منهم بر خواندش M1:3142 زخم یابد همچو گرگ از دست شیر پیشِ شیرْ ابله بُوَد کو شد دلیر M1:3143 کاشکی آن زخم بر تن آمدی تا بُدی کایمان و دل سالم بُدی M1:3144 قوَتم بگسست چون اینجا رسید چون توانم کرد این سِر را پدید M1:3145 همچو آن روبه کمِ اشکم کنید پیش او روباه‌ بازی کم کنید M1:3146 جمله ما و من به پیش او نهید مُلکْ مُلکِ اوست مُلک او را دهید M1:3147 چون فقیر آیید اندر راه راست شیر و صیدِ شیر خود آن شماست M1:3148 زانک او پاکست و سبحان وصف اوست بی نیازست او ز نغز و مغز و پوست M1:3149 هر شکار و هر کراماتی که هست از برای بندگان آن شهست M1:3150 نیست شه را طمع بهر خلق ساخت این همه دولت خنک آنکو شناخت M1:3151 آنک دولت آفرید و دو سرا ملک و دولتها چه کار آید ورا M1:3152 پیش سبحان پس نگه دارید دل تا نگردید از گمان بد خجل M1:3153 کو ببیند سِر و فکر و جست و جو همچو اندر شیرِ خالص تارِ مو M1:3154 آنک او بی نقش ساده‌سینه شد نقشهای غیب را آیینه شد M1:3155 سِر ما را بی‌گمان موقن شود زان که مؤمن آینهٔ مؤمن بود M1:3156 چون زند او نقد ما را بر محک پس یقین را باز داند او ز شک M1:3157 چون شود جانش محکِ نقدها پس ببیند قلب را و قلب را ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai