Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود (d1-sh171, daftar 1, 27 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M1:3958 جهد پیغامبر به فتح مکه هم کی بود در حب دنیا متهم M1:3959 آنک او از مخزن هفت آسمان چشم و دل بر بست روز امتحان M1:3960 از پی نظارهٔ او حور و جان پر شده آفاق هر هفت آسمان M1:3961 خویشتن آراسته از بهر او خود ورا پروای غیر دوست کو M1:3962 آنچنان پر گشته از اجلال حق که درو هم ره نیابد آل حق M1:3963 لا یسع فینا نبی مرسل والملک و الروح ایضا فاعقلوا M1:3964 گفت مازاغیم همچون زاغ نه مست صباغیم مست باغ نه M1:3965 چونک مخزن‌های افلاک و عقول چون خسی آمد بر چشم رسول M1:3966 پس چه باشد مکه و شام و عراق که نماید او نَبَرد و اشتیاق M1:3967 آن گمان بر وی ضمیر بد کند کو قیاس از جهل و حرص خود کند M1:3968 آبگینهٔ زرد چون سازی نقاب زرد بینی جمله نور آفتاب M1:3969 بشکن آن شیشهٔ کبود و زرد را تا شناسی گرد را و مرد را M1:3970 گَرد فارِس گِرد سر افراشته گَرد را تو مرد حق پنداشته M1:3971 گرد دید ابلیس و گفت این فرع طین چون فزاید بر من آتش‌جبین M1:3972 تا تو می‌بینی عزیزان را بشر دانک میراث بلیس‌ست آن نظر M1:3973 گر نه فرزندی‌، بلیسی ای عنید پس به تو میراث آن سگ چون رسید M1:3974 من نیم سگ‌، شیر حقم حق‌پرست شیر حق آنست کز صورت برست M1:3975 شیر دنیا جوید اشکاری و برگ شیر مولی جوید آزادی و مرگ M1:3976 چونک اندر مرگ بیند صد وجود همچو پروانه بسوزاند وجود M1:3977 شد هوای مرگ طوق صادقان که جهودان را بد این دم امتحان M1:3978 در نبی فرمود کای قوم یهود صادقان را مرگ باشد گنج و سود M1:3979 همچنانک آرزوی سود هست آرزوی مرگ بردن زان بهست M1:3980 ای جهودان بهر ناموس کسان بگذرانید این تمنا بر زبان M1:3981 یک جهودی این قدر زهره نداشت چون محمد این علم را بر فراشت M1:3982 گفت اگر رانید این را بر زبان یک یهودی خود نماند در جهان M1:3983 پس یهودان مال بردند و خراج که مکن رسوا تو ما را ای سراج M1:3984 این سخن را نیست پایانی پدید دست با من ده چو چشمت دوست دید ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai