Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۱۱ - شرح کردن شیخ سِرّ آن درخت با آن طالب مقلد (d2-sh111, daftar 2, 22 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M2:3668 بود شیخی عالمی قطبی کریم اندر آن منزل که آیس شد ندیم M2:3669 گفت من نومید پیش او روم ز آستان او به راه اندر شوم M2:3670 تا دعای او بود همراه من چونک نومیدم من از دلخواه من M2:3671 رفت پیش شیخ با چشم پر آب اشک می‌بارید مانند سحاب M2:3672 گفت شیخا وقت رحم و رقتست ناامیدم وقت لطف این ساعتست M2:3673 گفت واگو کز چه نومیدیستت چیست مطلوب تو رو با چیستت M2:3674 گفت شاهنشاه کردم اختیار از برای جستن یک شاخسار M2:3675 که درختی هست نادر در جهات میوهٔ او مایهٔ آب حیات M2:3676 سالها جستم ندیدم یک نشان جز که طنز و تسخر این سرخوشان M2:3677 شیخ خندید و بگفتش ای سلیم این درخت علم باشد در علیم M2:3678 بس بلند و بس شگرف و بس بسیط آب حیوانی ز دریای محیط M2:3679 تو بصورت رفته‌ای ای بی‌خبر زان ز شاخ معنیی بی بار و بر M2:3680 گه درختش نام شد گه آفتاب گاه بحرش نام گشت و گه سحاب M2:3681 آن یکی کش صد هزار آثار خاست کمترین آثار او عمر بقاست M2:3682 گرچه فردست او اثر دارد هزار آن یکی را نام شاید بی‌شمار M2:3683 آن یکی شخصی تو را باشد پدر در حق شخصی دگر باشد پسر M2:3684 در حق دیگر بود قهر و عدو در حق دیگر بود لطف و نکو M2:3685 صد هزاران نام و او یک آدمی صاحب هر وصفش از وصفی عمی M2:3686 هر که جوید نام گر صاحب ثقه‌ست همچو تو نومید و اندر تفرقه‌ست M2:3687 تو چه بر چفسی برین نام درخت تا بمانی تلخ‌کام و شوربخت M2:3688 در گذر از نام و بنگر در صفات تا صفاتت ره نماید سوی ذات M2:3689 اختلاف خلق از نام اوفتاد چون به معنی رفت آرام اوفتاد ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai