Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام (d3-sh108, daftar 3, 19 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:2396 سجده کرد و گفت کای دانای سوز در دل داود انداز آن فروز M3:2397 در دلش نِه آنچ تو اندر دلم اندر افکندی به‌راز ای مفضلم M3:2398 این بگفت و گریه در شد های های تا دل داود بیرون شد ز جای M3:2399 گفت هین امروز ای خواهان گاو مهلتم ده وین دعاوی را مکاو M3:2400 تا روم من سوی خلوت در نماز پرسم این احوال از دانای راز M3:2401 خوی دارم در نماز این التفات معنی قرة عینی فی الصلوة M3:2402 روزن جانم گشادست از صفا می‌رسد بی واسطه نامهٔ خدا M3:2403 نامه و باران و نور از روزنم می‌فتد در خانه‌ام از معدنم M3:2404 دوزخست آن خانه کان بی روزنست اصل دین ای بنده روزن کردنست M3:2405 تیشهٔ هر بیشه‌ای کم زن بیا تیشه زن در کندن روزن هلا M3:2406 یا نمی‌دانی که نور آفتاب عکس خورشید برونست از حجاب M3:2407 نور این دانی که حیوان دید هم پس چه کرمنا بود بر آدمم M3:2408 من چو خورشیدم درون نور غرق می‌ندانم کرد خویش از نور فرق M3:2409 رفتنم سوی نماز و آن خلا بهر تعلیمست ره مر خلق را M3:2410 کژ نهم تا راست گردد این جهان حرب خدعه این بود ای پهلوان M3:2411 نیست دستوری و گر نه ریختی گرد از دریای راز انگیختی M3:2412 همچنین داود می‌گفت این نسق خواست گشتن عقل خلقان محترق M3:2413 پس گریبانش کشید از پس یکی که ندارم در یکیی‌اش شکی M3:2414 با خود آمد گفت را کوتاه کرد لب ببست و عزم خلوتگاه کرد ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai