Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام (d3-sh138, daftar 3, 28 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:2955 انبیا گفتند فال زشت و بد از میان جانتان دارد مدد M3:2956 گر تو جایی خفته باشی با خطر اژدها در قصد تو از سوی سر M3:2957 مهربانی مر ترا آگاه کرد که بجه زود ار نه اژدرهات خورد M3:2958 تو بگویی فال بد چون می‌زنی فال چه بر جه ببین در روشنی M3:2959 از میان فال بد من خود ترا می‌رهانم می‌برم سوی سرا M3:2960 چون نبی آگه کننده‌ست از نهان کو بدید آنچ ندید اهل جهان M3:2961 گر طبیبی گویدت غوره مخور که چنین رنجی بر آرد شور و شر M3:2962 تو بگویی فال بد چون می‌زنی پس تو ناصح را مثم می‌کنی M3:2963 ور منجم گویدت کامروز هیچ آنچنان کاری مکن اندر پسیچ M3:2964 صد ره ار بینی دروغ اختری یک دوباره راست آید می‌خری M3:2965 این نجوم ما نشد هرگز خلاف صحتش چون ماند از تو در غلاف M3:2966 آن طبیب و آن منجم از گمان می‌کنند آگاه و ما خود از عیان M3:2967 دود می‌بینیم و آتش از کران حمله می‌آرد به سوی منکران M3:2968 تو همی‌گویی خمش کن زین مقال که زیان ماست قال شوم‌فال M3:2969 ای که نصح ناصحان را نشنوی فال بد با تست هر جا می‌روی M3:2970 افعیی بر پشت تو بر می‌رود او ز بامی بیندش آگه کند M3:2971 گوییش خاموش غمگینم مکن گوید او خوش باش خود رفت آن سخن M3:2972 چون زند افعی دهان بر گردنت تلخ گردد جمله شادی جستنت M3:2973 پس بدو گویی همین بود ای فلان چون بندریدی گریبان در فغان M3:2974 یا ز بالایم تو سنگی می‌زدی تا مرا آن جد نمودی و بدی M3:2975 او بگوید زآنک می‌آزرده‌ای تو بگویی نیک شادم کرده‌ای M3:2976 گفت من کردم جوامردی بپند تا رهانم من ترا زین خشک بند M3:2977 از لئیمی حق آن نشناختی مایهٔ ایذا و طغیان ساختی M3:2978 این بود خوی لئیمان دنی بد کند با تو چو نیکویی کنی M3:2979 نفس را زین صبر می‌کن منحنیش که لئیمست و نسازد نیکویش M3:2980 با کریمی گر کنی احسان سزد مر یکی را او عوض هفصد دهد M3:2981 با لئیمی چون کنی قهر و جفا بنده‌ای گردد ترا بس با وفا M3:2982 کافران کارند در نعمت جفا باز در دوزخ نداشان ربنا ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai