Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو (d3-sh142, daftar 3, 25 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:3030 آنچ یعقوب از رخ یوسف بدید خاص او بد آن به اخوان کی رسید M3:3031 این ز عشقش خویش در چه می‌کند و آن بکین از بهر او چه می‌کند M3:3032 سفرهٔ او پیش این از نان تهیست پیش یعقوبست پر کو مشتهیست M3:3033 روی ناشسته نبیند روی حور لا صلوة گفت الا بالطهور M3:3034 عشق باشد لوت و پوت جانها جوع ازین رویست قوت جانها M3:3035 جوع یوسف بود آن یعقوب را بوی نانش می‌رسید از دور جا M3:3036 آنک بستد پیرهن را می‌شتافت بوی پیراهان یوسف می‌نیافت M3:3037 و آنک صد فرسنگ زان سو بود او چونک بد یعقوب می‌بویید بو M3:3038 ای بسا عالم ز دانش بی‌نصیب حافظ علمست آنکس نه حبیب M3:3039 مستمع از وی همی‌یابد مشام گرچه باشد مستمع از جنس عام M3:3040 زانک پیراهان بدستش عاریه‌ست چون بدست آن نخاسی جاریه‌ست M3:3041 جاریه پیش نخاسی سرسریست در کف او از برای مشتریست M3:3042 قسمت حقست روزی دادنی هر یکی را سوی دیگر راه نی M3:3043 یک خیال نیک باغ آن شده یک خیال زشت راه این زده M3:3044 آن خدایی کز خیالی باغ ساخت وز خیالی دوزخ و جای گداخت M3:3045 پس کی داند راه گلشنهای او پس کی داند جای گلخنهای او M3:3046 دیدبان دل نبیند در مجال کز کدامین رکن جان آید خیال M3:3047 گر بدیدی مطلعش را ز احتیال بند کردی راه هر ناخوش خیال M3:3048 کی رسد جاسوس را آنجا قدم که بود مرصاد و در بند عدم M3:3049 دامن فضلش بکف کن کوروار قبض اعمی این بود ای شُهره یار M3:3050 دامن او امر و فرمان ویست نیکبختی که تقی جان ویست M3:3051 آن یکی در مرغزار و جوی آب و آن یکی پهلوی او اندر عذاب M3:3052 او عجب مانده که ذوق این ز چیست و آن عجب مانده که این در حبس کیست M3:3053 هین چرا خشکی که اینجا چشمه هاست هین چرا زردی که اینجا صد دواست M3:3054 همنشینا هین در آ اندر چمن گوید ای جان من نیارم آمدن ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai