Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۸۶ - در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدن (d3-sh186, daftar 3, 12 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:3871 اندر آمد در بخارا شادمان پیش معشوق خود و دارالامان M3:3872 همچو آن مستی که پرد بر اثیر مه کنارش گیرد و گوید که گیر M3:3873 هرکه دیدش در بخارا گفت خیز پیش از پیدا شدن منشین گریز M3:3874 که ترا می‌جوید آن شه خشمگین تا کشد از جان تو ده ساله کین M3:3875 الله الله درمیا در خون خویش تکیه کم کن بر دم و افسون خویش M3:3876 شحنهٔ صدر جهان بودی و راد معتمد بودی مهندس اوستاد M3:3877 غدر کردی وز جزا بگریختی رسته بودی باز چون آویختی M3:3878 از بلا بگریختی با صد حیل ابلهی آوردت اینجا یا اجل M3:3879 ای که عقلت بر عطارد دق کند عقل و عاقل را قضا احمق کند M3:3880 نحس خرگوشی که باشد شیرجو زیرکی و عقل و چالاکیت کو M3:3881 هست صد چندین فسونهای قضا گفت اذا جاء القضا ضاق الفضا M3:3882 صد ره و مخلص بود از چپ و راست از قضا بسته شود کو اژدهاست ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai