Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۷۸ - جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود (d3-sh78, daftar 3, 27 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:1772 بود شیخی رهنمایی پیش ازین آسمانی شمع بر روی زمین M3:1773 چون پیمبر درمیان امتان در گشای روضهٔ دار الجنان M3:1774 گفت پیغامبر که شیخ رفته پیش چون نبی باشد میان قوم خویش M3:1775 یک صباحی گفتش اهل بیت او سخت‌دل چونی بگو ای نیک‌خو M3:1776 ما ز مرگ و هجر فرزندان تو نوحه می‌داریم با پشت دوتو M3:1777 تو نمی‌گریی نمی‌زاری چرا یا که رحمت نیست در دل ای کیا M3:1778 چون تورا رحمی نباشد در درون پس چه اومیدست‌مان از تو کنون M3:1779 ما باومید تویم ای پیشوا که بنگذاری تو ما را در فنا M3:1780 چون بیارایند روز حشر تخت خود شفیع ما توی آن روز سخت M3:1781 در چنان روز و شب بی‌زینهار ما به اکرام تویم اومیدوار M3:1782 دست ما و دامن تست آن زمان که نماند هیچ مجرم را امان M3:1783 گفت پیغامبر که روز رستخیز کی گذارم مجرمان را اشک‌ریز M3:1784 من شفیع عاصیان باشم بجان تا رهانمشان ز اشکنجهٔ گران M3:1785 عاصیان واهل کبایر را بجهد وا رهانم از عتاب نقض عهد M3:1786 صالحان امتم خود فارغ‌اند از شفاعتهای من روز گزند M3:1787 بلک ایشان را شفاعتها بود گفتشان چون حکم نافذ می‌رود M3:1788 هیچ وازر وزر غیری بر نداشت من نیم وازر خدایم بر فراشت M3:1789 آنک بی وزرست شیخست ای جوان در قبول حق چو اندر کف کمان M3:1790 شیخ کی بُد پیر یعنی مو سپید معنی این مو بدان ای کژ امید M3:1791 هست آن موی سیه هستی او تا ز هستی‌اش نماند تای مو M3:1792 چونک هستی‌اش نماند پیر اوست گر سیه‌مو باشد او یا خود دوموست M3:1793 هست آن موی سیه وصف بشر نیست آن مو موی ریش و موی سر M3:1794 عیسی اندر مهد بر دارد نفیر که جوان ناگشته ما شیخیم و پیر M3:1795 گر رهید از بعض اوصاف بشر شیخ نبود کهل باشد ای پسر M3:1796 چون یکی موی سیه کان وصف ماست نیست بر وی شیخ و مقبول خداست M3:1797 چون بود مویش سپید ار با خودست او نه پیرست و نه خاص ایزدست M3:1798 ور سر مویی ز وصفش باقیست او نه از عرش است او آفاقیست ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai