Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۹۳ - مخفی بودن آن درختان از چشم خلق (d3-sh93, daftar 3, 37 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:2009 این عجب‌تر که بریشان می‌گذشت صد هزاران خلق از صحرا و دشت M3:2010 ز آرزوی سایه جان می‌باختند از گلیمی سایه‌بان می‌ساختند M3:2011 سایهٔ آن را نمی‌دیدند هیچ صد تفو بر دیده‌های پیچ پیچ M3:2012 ختم کرده قهر حق بر دیده‌ها که نبیند ماه را بیند سها M3:2013 ذره‌ای را بیند و خورشید نه لیک از لطف و کرم نومید نه M3:2014 کاروانها بی نوا وین میوه‌ها پخته می‌ریزد چه سحرست ای خدا M3:2015 سیب پوسیده همی‌چیدند خلق درهم افتاده به‌یغما خشک‌حلق M3:2016 گفته هر برگ و شکوفه آن غصون دم بدم یا لیت قوم یعلمون M3:2017 بانگ می‌آمد ز سوی هر درخت سوی ما آیید خلق شوربخت M3:2018 بانگ می‌آمد ز غیرت بر شجر چشمشان بستیم کلا لا وزر M3:2019 گر کسی می‌گفتشان کین سو روید تا ازین اشجار مستسعد شوید M3:2020 جمله می‌گفتند کین مسکین مست از قضاء الله دیوانه شدست M3:2021 مغز این مسکین ز سودای دراز وز ریاضت گشت فاسد چون پیاز M3:2022 او عجب می‌ماند یا رب حال چیست خلق را این پرده و اضلال چیست M3:2023 خلق گوناگون با صد رای و عقل یک قدم آن سو نمی‌آرند نقل M3:2024 عاقلان و زیرکانشان ز اتفاق گشته منکر زین چنین باغی و عاق M3:2025 یا منم دیوانه و خیره شده دیو چیزی مر مرا بر سر زده M3:2026 چشم می‌مالم به‌هر لحظه که من خواب می‌بینم خیال اندر زمن M3:2027 خواب چه بود بر درختان می‌روم میوه‌هاشان می‌خورم چون نگروم M3:2028 باز چون من بنگرم در منکران که همی‌گیرند زین بستان کران M3:2029 با کمال احتیاج و افتقار ز آرزوی نیم غوره جانسپار M3:2030 ز اشتیاق و حرص یک برگ درخت می‌زنند این بی‌نوایان آه سخت M3:2031 در هزیمت زین درخت و زین ثمار این خلایق صد هزار اندر هزار M3:2032 باز می‌گویم عجب من بی‌خودم دست در شاخ خیالی در زدم M3:2033 حتی اذا ما استیاس الرسل بگو تا بظنوا انهم قد کذبوا M3:2034 این قرائت خوان که تخفیف کذب این بود که خویش بیند محتجب M3:2035 در گمان افتاد جان انبیا ز اتفاق منکری اشقیا M3:2036 جائهم بعد التشکک نصرنا ترکشان گو بر درخت جان بر آ M3:2037 می‌خور و می‌ده بدان کش روزیست هر دم و هر لحظه سحرآموزیست M3:2038 خلق‌گویان ای عجب این بانگ چیست چونک صحرا از درخت و بر تُهیست M3:2039 گیج گشتیم از دم سوداییان که به نزدیک شما باغست و خوان M3:2040 چشم می‌مالیم اینجا باغ نیست یا بیابانیست یا مشکل رهیست M3:2041 ای عجب چندین دراز این گفت و گو چون بود بیهوده ور خود هست کو M3:2042 من همی‌گویم چو ایشان ای عجب این چنین مُهری چرا زد صنع رب M3:2043 زین تنازعها محمد در عجب در تعجب نیز مانده بولهب M3:2044 زین عجب تا آن عجب فرقیست ژرف تا چه خواهد کرد سلطان شگرف M3:2045 ای دقوقی تیزتر ران هین خموش چند گویی چند چون قحطست گوش ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai