Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی (d3-sh98, daftar 3, 27 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:2140 پیش در شد آن دقوقی در نماز قوم همچون اطلس آمد او طراز M3:2141 اقتدا کردند آن شاهان قطار در پی آن مقتدای نامدار M3:2142 چونک با تکبیرها مقرون شدند همچو قربان از جهان بیرون شدند M3:2143 معنی تکبیر اینست ای اِمیم کای خدا پیش تو ما قربان شدیم M3:2144 وقت ذبح، الله‌اکبر می‌کنی همچنین در ذبح نفس کشتنی M3:2145 تن چو اسمعیل و جان همچون خلیل کرد جان تکبیر بر جسم نبیل M3:2146 گشت کشته تن ز شهوتها و آز شد به بسم الله بسمل در نماز M3:2147 چون قیامت پیش حق صفها زده در حساب و در مناجات آمده M3:2148 ایستاده پیش یزدان اشک‌ریز بر مثال راست‌خیز رستخیز M3:2149 حق همی‌گوید چه آوردی مرا اندرین مهلت که دادم من تورا M3:2150 عمر خود را در چه پایان برده‌ای قوت و قُوّت در چه فانی کرده‌ای M3:2151 گوهر دیده کجا فرسوده‌ای پنج حس را در کجا پالوده‌ای M3:2152 چشم و هوش و گوش و گوهرهای عرش خرج کردی چه خریدی تو ز فرش M3:2153 دست و پا دادمت چون بیل و کلند من ببخشیدم ز خود آن کی شدند M3:2154 همچنین پیغامهای دردگین صد هزاران آید از حضرت چنین M3:2155 در قیام این گفتها دارد رجوع وز خجالت شد دوتا او در رکوع M3:2156 قوت استادن از خجلت نماند در رکوع از شرم تسبیحی بخواند M3:2157 باز فرمان می‌رسد بردار سر از رکوع و پاسخ حق بر شمر M3:2158 سر بر آرد از رکوع آن شرمسار باز اندر رو فتد آن خام‌کار M3:2159 باز فرمان آیدش بردار سر از سجود و وا ده از کرده خبر M3:2160 سر بر آرد او دگر ره شرمسار اندر افتد باز در رو همچو مار M3:2161 باز گوید سر بَرآر و باز گو که بخواهم جست از تو مو به مو M3:2162 قوت پا ایستادن نبودش که خطاب هیبتی بر جان زدش M3:2163 پس نشیند قعده زان بار گران حضرتش گوید سخن گو با بیان M3:2164 نعمتت دادم بگو شُکرت چه بود دادمت سرمایه هین بنمای سود M3:2165 رو به دست راست آرد در سلام سوی جان انبیا و آن کرام M3:2166 یعنی ای شاهان شفاعت کین لئیم سخت در گل ماندش پای و گلیم ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai