Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۱۴ - گفتن خلیل مر جبرئیل را علیهماالسلام چون پرسیدش کی الک حاجة خلیل جوابش داد کی اما الیک فلا (d4-sh114, daftar 4, 27 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M4:2970 من خلیل وقتم و او جبرئیل من نخواهم در بلا او را دلیل M4:2971 او ادب ناموخت از جبریل راد که بپرسید از خلیل حق مراد M4:2972 که مرادت هست تا یاری کنم ورنه بگریزم سبکباری کنم M4:2973 گفت ابراهیم نی رو از میان واسطه زحمت بود بعد العیان M4:2974 بهر این دنیاست مرسل رابطه مؤمنان را زانک هست او واسطه M4:2975 هر دل ار سامع بدی وحی نهان حرف و صوتی کی بدی اندر جهان M4:2976 گرچه او محو حقست و بی‌سرست لیک کار من از آن نازکترست M4:2977 کردهٔ او کردهٔ شاهست لیک پیش ضعفم بد نماینده‌ست نیک M4:2978 آنچ عین لطف باشد بر عوام قهر شد بر نازنینان کرام M4:2979 بس بلا و رنج می‌باید کشید عامه را تا فرق را توانند دید M4:2980 کین حروف واسطه ای یار غار پیش واصل خار باشد خار خار M4:2981 بس بلا و رنج بایست و وقوف تا رهد آن روح صافی از حروف M4:2982 لیک بعضی زین صدا کرتر شدند باز بعضی صافی و برتر شدند M4:2983 هم‌چو آب نیل آمد این بلا سعد را آبست و خون بر اشقیا M4:2984 هر که پایان‌بین‌تر او مسعودتر جدتر او کارد که افزون دید بر M4:2985 زانک داند کین جهان کاشتن هست بهر محشر و برداشتن M4:2986 هیچ عقدی بهر عین خود نبود بلک از بهر مقام ربح و سود M4:2987 هیچ نبود منکری گر بنگری منکری‌اش بهر عین منکری M4:2988 بل برای قهر خصم اندر حسد یا فزونی جستن و اظهار خود M4:2989 وآن فزونی هم پی طمع دگر بی‌معانی چاشنی ندهد صور M4:2990 زان همی‌پرسی چرا این می‌کنی که صور زیتست و معنی روشنی M4:2991 ورنه این گفتن چرا از بهر چیست چونک صورت بهر عین صورتیست M4:2992 این چرا گفتن سوال از فایده‌ست جز برای این چرا گفتن بدست M4:2993 از چه رو فایدهٔ جویی ای امین چون بود فایده این خود همین M4:2994 پس نقوش آسمان و اهل زمین نیست حکمت کان بود بهر همین M4:2995 گر حکیمی نیست این ترتیب چیست ور حکیمی هست چون فعلش تهیست M4:2996 کس نسازد نقش گرمابه و خضاب جز پی قصد صواب و ناصواب ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai