Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۷۸ - در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیدهٔ بد می‌نگری از چنبرهٔ وجود خود می‌نگری پایهٔ کژ کژ افکند سایه (d5-sh78, daftar 5, 25 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M5:1973 ای خروسان از وی آموزید بانگ بانگ بهر حق کند نه بهر دانگ M5:1974 صبح کاذب آید و نفریبدش صبح کاذب عالم و نیک و بدش M5:1975 اهل دنیا عقل ناقص داشتند تا که صبح صادقش پنداشتند M5:1976 صبح کاذب کاروانها را زدست که به بوی روز بیرون آمدست M5:1977 صبح کاذب خلق را رهبر مباد کو دهد بس کاروانها را به باد M5:1978 ای شده تو صبح کاذب را رهین صبح صادق را تو کاذب هم مبین M5:1979 گر نداری از نفاق و بد امان از چه داری بر برادر ظن همان M5:1980 بدگمان باشد همیشه زشت‌کار نامهٔ خود خواند اندر حق یار M5:1981 آن خسان که در کژیها مانده‌اند انبیا را ساحر و کژ خوانده‌اند M5:1982 وآن امیران خسیس قلب‌ساز این گمان بردند بر حجرهٔ ایاز M5:1983 کو دفینه دارد و گنج اندر آن ز آینهٔ خود منگر اندر دیگران M5:1984 شاه می‌دانست خود پاکی او بهر ایشان کرد او آن جست و جو M5:1985 کای امیر آن حجره را بگشای در نیم شب که باشد او زان بی‌خبر M5:1986 تا پدید آید سگالشهای او بعد از آن بر ماست مالشهای او M5:1987 مر شما را دادم آن زر و گهر من از آن زرها نخواهم جز خبر M5:1988 این همی‌گفت و دل او می‌طپید از برای آن ایاز بی ندید M5:1989 که منم کین بر زبانم می‌رود این جفاگر بشنود او چون شود M5:1990 باز می‌گوید به حق دین او که ازین افزون بود تمکین او M5:1991 کی به قذف زشت من طیره شود وز غرض وز سر من غافل بود M5:1992 مبتلی چون دید تاویلات رنج برد بیند کی شود او مات رنج M5:1993 صاحب تاویل ایاز صابرست کو به بحر عاقبتها ناظرست M5:1994 هم‌چو یوسف خواب این زندانیان هست تعبیرش به پیش او عیان M5:1995 خواب خود را چون نداند مرد خیر کو بود واقف ز سر خواب غیر M5:1996 گر زنم صد تیغ او را ز امتحان کم نگردد وصلت آن مهربان M5:1997 داند او که آن تیغ بر خود می‌زنم من ویم اندر حقیقت او منم ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai