Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۸۴ - فرمودن شاه ایاز را کی اختیار کن از عفو و مکافات کی از عدل و لطف هر چه کنی اینجا صوابست و در هر یکی مصلحتهاست کی در عدل هزار لطف هست درج و لکم فی القصاص حیوة آنکس کی کراهت می‌دارد قصاص را درین یک حیات قاتل نظر می‌کند و در صد هزار حیات کی معصوم و محقون خواهند شدن در حصن بیم سیاست نمی‌نگرد (d5-sh84, daftar 5, 25 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M5:2107 کن میان مجرمان حکم ای ایاز ای ایاز پاک با صد احتراز M5:2108 گر دو صد بارت بجوشم در عمل در کف جوشت نیابم یک دغل M5:2109 ز امتحان شرمنده خلقی بی‌شمار امتحانها از تو جمله شرمسار M5:2110 بحر بی‌قعرست تنها علم نیست کوه و صد کوهست این خود حلم نیست M5:2111 گفت من دانم عطای تست این ورنه من آن چارقم و آن پوستین M5:2112 بهر آن پیغامبر این را شرح ساخت هر که خود بشناخت یزدان را شناخت M5:2113 چارقت نطفه‌ست و خونت پوستین باقی ای خواجه عطای اوست این M5:2114 بهر آن دادست تا جویی دگر تو مگو که نیستش جز این قدر M5:2115 زان نماید چند سیب آن باغبان تا بدانی نخل و دخل بوستان M5:2116 کف گندم زان دهد خریار را تا بداند گندم انبار را M5:2117 نکته‌ای زان شرح گوید اوستاد تا شناسی علم او را مستزاد M5:2118 ور بگویی خود همینش بود و بس دورت اندازد چنانک از ریش خس M5:2119 ای ایاز اکنون بیا و داد ده داد نادر در جهان بنیاد نه M5:2120 مجرمانت مستحق کشتن‌اند وز طمع بر عفو و حلمت می‌تنند M5:2121 تا که رحمت غالب آید یا غضب آب کوثر غالب آید یا لهب M5:2122 از پی مردم‌ربایی هر دو هست شاخ حلم و خشم از عهد الست M5:2123 بهر این لفظ الست مستبین نفی و اثباتست در لفظی قرین M5:2124 زانک استفهام اثباتیست این لیک در وی لفظ لیس شد قرین M5:2125 ترک کن تا ماند این تقریر خام کاسهٔ خاصان منه بر خوان عام M5:2126 قهر و لطفی چون صبا و چون وبا آن یکی آهن‌ربا وین که‌ربا M5:2127 می‌کشد حق راستان را تا رشد قسم باطل باطلان را می‌کشد M5:2128 معده حلوایی بود حلوا کشد معده صفرایی بود سرکا کشد M5:2129 فرش سوزان سردی از جالس برد فرش افسرده حرارت را خورد M5:2130 دوست بینی از تو رحمت می‌جهد خصم بینی از تو سطوت می‌جهد M5:2131 ای ایاز این کار را زوتر گزار زانک نوعی انتقامست انتظار ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai