Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۰۱ - رجوع کردن به قصهٔ آن پای‌مرد و آن غریب وام‌دار و بازگشتن ایشان از سر گور خواجه و خواب دیدن پای‌مرد خواجه را الی آخره (d6-sh101, daftar 6, 15 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M6:3516 بی‌نهایت آمد این خوش سرگذشت چون غریب از گور خواجه باز گشت M6:3517 پای مردش سوی خانهٔ خویش برد مهر صد دینار را فا او سپرد M6:3518 لوتش آورد و حکایت‌هاش گفت کز امید اندر دلش صد گل شکفت M6:3519 آنچ بعد العسر یسر او دیده بود با غریب از قصهٔ آن لب گشود M6:3520 نیم‌شب بگذشت و افسانه کنان خوابشان انداخت تا مرعای جان M6:3521 دید پامرد آن همایون خواجه را اندر آن شب خواب بر صدر سرا M6:3522 خواجه گفت ای پای‌مرد با نمک آنچ گفتی من شنیدم یک به یک M6:3523 لیک پاسخ دادنم فرمان نبود بی‌اشارت لب نیارستم گشود M6:3524 ما چو واقف گشته‌ایم از چون و چند مهر با لب‌های ما بنهاده‌اند M6:3525 تا نگردد رازهای غیب فاش تا نگردد منهدم عیش و معاش M6:3526 تا ندرد پردهٔ غفلت تمام تا نماند دیگ محنت نیم‌خام M6:3527 ما همه گوشیم کر شد نقش گوش ما همه نطقیم لیکن لب خموش M6:3528 هر چه ما دادیم دیدیم این زمان این جهان پرده‌ست و عینست آن جهان M6:3529 روز کشتن روز پنهان کردنست تخم در خاکی پریشان کردنست M6:3530 وقت بدرودن گه منجل زدن روز پاداش آمد و پیدا شدن ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai