Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۳۱ - باز آمدن به شرح قصهٔ شاه‌زاده و ملازمت او در حضرت شاه (d6-sh131, daftar 6, 19 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M6:4585 شاه‌زاده پیش شه حیران این هفت گردون دیده در یک مشت طین M6:4586 هیچ ممکن نه ببحثی لب گشود لیک جان با جان دمی خامش نبود M6:4587 آمده در خاطرش کین بس خفیست این همه معنیست پس صورت ز چیست M6:4588 صورتی از صورتت بیزار کن خفته‌ای هر خفته را بیدار کن M6:4589 آن کلامت می‌رهاند از کلام وان سقامت می‌جهاند از سقام M6:4590 پس سقام عشق جان صحتست رنجهااش حسرت هر راحتست M6:4591 ای تن اکنون دست خود زین جان بشو ور نمی‌شویی جز این جانی بجو M6:4592 حاصل آن شه نیک او را می‌نواخت او از آن خورشید چون مه می‌گداخت M6:4593 آن گداز عاشقان باشد نمو هم‌چو مه اندر گدازش تازه‌رو M6:4594 جمله رنجوران دوا دارند امید نالد این رنجور کم افزون کنید M6:4595 خوش‌تر از این سم ندیدم شربتی زین مرض خوش‌تر نباشد صحتی M6:4596 زین گنه بهتر نباشد طاعتی سالها نسبت بدین دم ساعتی M6:4597 مدتی بد پیش این شه زین نسق دل کباب و جان نهاده بر طبق M6:4598 گفت شه از هر کسی یک سر برید من ز شه هر لحظه قربانم جدید M6:4599 من فقیرم از زر از سر محتشم صد هزاران سر خلف دارد سرم M6:4600 با دو پا در عشق نتوان تاختن با یکی سر عشق نتوان باختن M6:4601 هر کسی را خود دو پا و یک‌سرست با هزاران پا و سر تن نادرست M6:4602 زین سبب هنگامه‌ها شد کل هدر هست این هنگامه هر دم گرم‌تر M6:4603 معدن گرمیست اندر لامکان هفت دوزخ از شرارش یک دخان ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai