Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاه (d6-sh67, daftar 6, 11 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M6:1947 پس خبر کردند سلطان را ازین آن گروهی که بدند اندر کمین M6:1948 عرضه کردند آن سخن را زیردست که فلانی گنج‌نامه یافتست M6:1949 چون شنید این شخص کین با شه رسید جز که تسلیم و رضا چاره ندید M6:1950 پیش از آنک اشکنجه بیند زان قباد رقعه را آن شخص پیش او نهاد M6:1951 گفت تا این رقعه را یابیده‌ام گنج نه و رنج بی‌حد دیده‌ام M6:1952 خود نشد یک حبه از گنج آشکار لیک پیچیدم بسی من هم‌چو مار M6:1953 مدت ماهی چنینم تلخ‌کام که زیان و سود این بر من حرام M6:1954 بوک بختت بر کند زین کان غطا ای شه پیروزجنگ و دزگشا M6:1955 مدت شش ماه و افزون پادشاه تیر می‌انداخت و برمی‌کند چاه M6:1956 هرکجا سخته کمانی بود چست تیر داد انداخت و هر سو گنج جست M6:1957 غیر تشویش و غم و طامات نی هم‌چو عنقا نام فاش و ذات نی ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai