Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آن (d6-sh68, daftar 6, 16 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M6:1958 چونک تعویق آمد اندر عرض و طول شاه شد زان گنج دل سیر و ملول M6:1959 دشتها را گز گز آن شه چاه کند رقعه را از خشم پیش او فکند M6:1960 گفت گیر این رقعه کش آثار نیست تو بدین اولیتری کت کار نیست M6:1961 نیست این کار کسی کش هست کار که بسوزد گل بگردد گرد خار M6:1962 نادر افتد اهل این ماخولیا منتظر که روید از آهن گیا M6:1963 سخت جانی باید این فن را چو تو تو که داری جان سخت این را بجو M6:1964 گر نیابی نبودت هرگز ملال ور بیابی آن به تو کردم حلال M6:1965 عقل راه ناامیدی کی رود عشق باشد کان طرف بر سر دود M6:1966 لاابالی عشق باشد نی خرد عقل آن جوید کز آن سودی برد M6:1967 ترک‌تاز و تن‌گداز و بی‌حیا در بلا چون سنگ زیر آسیا M6:1968 سخت‌رویی که ندارد هیچ پشت بهره‌جویی را درون خویش کشت M6:1969 پاک می‌بازد نباشد مزدجو آنچنان که پاک می‌گیرد ز هو M6:1970 می‌دهد حق هستیش بی‌علتی می‌سپارد باز بی‌علت فتی M6:1971 که فتوت دادن بی علتست پاک‌بازی خارج هر ملتست M6:1972 زانک ملت فضل جوید یا خلاص پاک بازانند قربانان خاص M6:1973 نی خدا را امتحانی می‌کنند نی در سود و زیانی می‌زنند ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai