{"id":633,"slug":"d4-sh118","title_fa":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","daftar":4,"first_beyt_global":15722,"last_beyt_global":15749,"beyt_count":28,"beyts":[{"citation":"M4:3081","daftar":4,"beyt_in_daftar":3081,"beyt_global":15722,"mesra1":"پادشاهی داشت یک برنا پسر","mesra2":"باطن و ظاهر مزین از هنر","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3082","daftar":4,"beyt_in_daftar":3082,"beyt_global":15723,"mesra1":"خواب دید او کان پسر ناگه بمرد","mesra2":"صافی عالم بر آن شه گشت درد","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3083","daftar":4,"beyt_in_daftar":3083,"beyt_global":15724,"mesra1":"خشک شد از تاب آتش مشک او","mesra2":"که نماند از تف آتش اشک او","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3084","daftar":4,"beyt_in_daftar":3084,"beyt_global":15725,"mesra1":"آنچنان پر شد ز دود و درد شاه","mesra2":"که نمی‌یابید در وی راه آه","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3085","daftar":4,"beyt_in_daftar":3085,"beyt_global":15726,"mesra1":"خواست مردن قالبش بی‌کار شد","mesra2":"عمر مانده بود شه بیدار شد","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3086","daftar":4,"beyt_in_daftar":3086,"beyt_global":15727,"mesra1":"شادیی آمد ز بیداریش پیش","mesra2":"که ندیده بود اندر عمر خویش","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3087","daftar":4,"beyt_in_daftar":3087,"beyt_global":15728,"mesra1":"که ز شادی خواست هم فانی شدن","mesra2":"بس مطوق آمد این جان و بدن","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3088","daftar":4,"beyt_in_daftar":3088,"beyt_global":15729,"mesra1":"از دم غم می‌بمیرد این چراغ","mesra2":"وز دم شادی بمیرد اینت لاغ","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3089","daftar":4,"beyt_in_daftar":3089,"beyt_global":15730,"mesra1":"در میان این دو مرگ او زنده است","mesra2":"این مطوق شکل جای خنده است","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3090","daftar":4,"beyt_in_daftar":3090,"beyt_global":15731,"mesra1":"شاه با خود گفت شادی را سبب","mesra2":"آنچنان غم بود از تسبیب رب","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3091","daftar":4,"beyt_in_daftar":3091,"beyt_global":15732,"mesra1":"ای عجب یک چیز از یک روی مرگ","mesra2":"وان ز یک روی دگر احیا و برگ","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3092","daftar":4,"beyt_in_daftar":3092,"beyt_global":15733,"mesra1":"آن یکی نسبت بدان حالت هلاک","mesra2":"باز هم آن سوی دیگر امتساک","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3093","daftar":4,"beyt_in_daftar":3093,"beyt_global":15734,"mesra1":"شادی تن سوی دنیاوی کمال","mesra2":"سوی روز عاقبت نقص و زوال","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3094","daftar":4,"beyt_in_daftar":3094,"beyt_global":15735,"mesra1":"خنده را در خواب هم تعبیر خوان","mesra2":"گریه گوید با دریغ و اندهان","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3095","daftar":4,"beyt_in_daftar":3095,"beyt_global":15736,"mesra1":"گریه را در خواب شادی و فرح","mesra2":"هست در تعبیر ای صاحب مرح","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3096","daftar":4,"beyt_in_daftar":3096,"beyt_global":15737,"mesra1":"شاه اندیشید کین غم خود گذشت","mesra2":"لیک جان از جنس این بدظن گشت","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3097","daftar":4,"beyt_in_daftar":3097,"beyt_global":15738,"mesra1":"ور رسد خاری چنین اندر قدم","mesra2":"که رود گل یادگاری بایدم","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3098","daftar":4,"beyt_in_daftar":3098,"beyt_global":15739,"mesra1":"چون فنا را شد سبب بی‌منتهی","mesra2":"پس کدامین راه را بندیم ما","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3099","daftar":4,"beyt_in_daftar":3099,"beyt_global":15740,"mesra1":"صد دریچه و در سوی مرگ لدیغ","mesra2":"می‌کند اندر گشادن ژیغ ژیغ","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3100","daftar":4,"beyt_in_daftar":3100,"beyt_global":15741,"mesra1":"ژیغ‌ژیغ تلخ آن درهای مرگ","mesra2":"نشنود گوش حریص از حرص برگ","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3101","daftar":4,"beyt_in_daftar":3101,"beyt_global":15742,"mesra1":"از سوی تن دردها بانگ درست","mesra2":"وز سوی خصمان جفا بانگ درست","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3102","daftar":4,"beyt_in_daftar":3102,"beyt_global":15743,"mesra1":"جان سر بر خوان دمی فهرست طب","mesra2":"نار علتها نظر کن ملتهب","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3103","daftar":4,"beyt_in_daftar":3103,"beyt_global":15744,"mesra1":"زان همه غرها درین خانه رهست","mesra2":"هر دو گامی پر ز کزدمها چهست","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3104","daftar":4,"beyt_in_daftar":3104,"beyt_global":15745,"mesra1":"باد تندست و چراغم ابتری","mesra2":"زو بگیرانم چراغ دیگری","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3105","daftar":4,"beyt_in_daftar":3105,"beyt_global":15746,"mesra1":"تا بود کز هر دو یک وافی شود","mesra2":"گر به باد آن یک چراغ از جا رود","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3106","daftar":4,"beyt_in_daftar":3106,"beyt_global":15747,"mesra1":"هم‌چو عارف کن تن ناقص چراغ","mesra2":"شمع دل افروخت از بهر فراغ","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3107","daftar":4,"beyt_in_daftar":3107,"beyt_global":15748,"mesra1":"تا که روزی کین بمیرد ناگهان","mesra2":"پیش چشم خود نهد او شمع جان","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"},{"citation":"M4:3108","daftar":4,"beyt_in_daftar":3108,"beyt_global":15749,"mesra1":"او نکرد این فهم پس داد از غرر","mesra2":"شمع فانی را بفانیی دگر","section_id":633,"section_title":"بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی  به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی  این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر  خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی  رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها  برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر  و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و  آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید","section_slug":"d4-sh118"}]}