{"id":638,"slug":"d4-sh123","title_fa":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","daftar":4,"first_beyt_global":15879,"last_beyt_global":15895,"beyt_count":17,"beyts":[{"citation":"M4:3238","daftar":4,"beyt_in_daftar":3238,"beyt_global":15879,"mesra1":"هم‌چنان کن زاهد اندر سال قحط","mesra2":"بود او خندان و گریان جمله رهط","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3239","daftar":4,"beyt_in_daftar":3239,"beyt_global":15880,"mesra1":"پس بگفتندش چه جای خنده است","mesra2":"قحط بیخ مؤمنان بر کنده است","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3240","daftar":4,"beyt_in_daftar":3240,"beyt_global":15881,"mesra1":"رحمت از ما چشم خود بر دوختست","mesra2":"ز آفتاب تیز صحرا سوختست","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3241","daftar":4,"beyt_in_daftar":3241,"beyt_global":15882,"mesra1":"کشت و باغ و رز سیه استاده است","mesra2":"در زمین نم نیست نه بالا نه پست","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3242","daftar":4,"beyt_in_daftar":3242,"beyt_global":15883,"mesra1":"خلق می‌میرند زین قحط و عذاب","mesra2":"ده ده و صد صد چو ماهی دور از آب","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3243","daftar":4,"beyt_in_daftar":3243,"beyt_global":15884,"mesra1":"بر مسلمانان نمی‌آری تو رحم","mesra2":"مؤمنان خویشند و یک تن شحم و لحم","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3244","daftar":4,"beyt_in_daftar":3244,"beyt_global":15885,"mesra1":"رنج یک جزوی ز تن رنج همه‌ست","mesra2":"گر دم صلحست یا خود ملحمه‌ست","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3245","daftar":4,"beyt_in_daftar":3245,"beyt_global":15886,"mesra1":"گفت در چشم شما قحطست این","mesra2":"پیش چشمم چون بهشتست این زمین","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3246","daftar":4,"beyt_in_daftar":3246,"beyt_global":15887,"mesra1":"من همی‌بینم بهر دشت و مکان","mesra2":"خوشه‌ها انبه رسیده تا میان","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3247","daftar":4,"beyt_in_daftar":3247,"beyt_global":15888,"mesra1":"خوشه‌ها در موج از باد صبا","mesra2":"پر بیابان سبزتر از گندنا","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3248","daftar":4,"beyt_in_daftar":3248,"beyt_global":15889,"mesra1":"ز آزمون من دست بر وی می‌زنم","mesra2":"دست و چشم خویش را چون بر کنم","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3249","daftar":4,"beyt_in_daftar":3249,"beyt_global":15890,"mesra1":"یار فرعون تنید ای قوم دون","mesra2":"زان نماید مر شما را نیل خون","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3250","daftar":4,"beyt_in_daftar":3250,"beyt_global":15891,"mesra1":"یار موسی خرد گردید زود","mesra2":"تا نماند خون بینید آب رود","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3251","daftar":4,"beyt_in_daftar":3251,"beyt_global":15892,"mesra1":"با پدر از تو جفایی می‌رود","mesra2":"آن پدر در چشم تو سگ می‌شود","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3252","daftar":4,"beyt_in_daftar":3252,"beyt_global":15893,"mesra1":"آن پدر سگ نیست تاثیر جفاست","mesra2":"که چنان حرمت نظر را سگ نماست","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3253","daftar":4,"beyt_in_daftar":3253,"beyt_global":15894,"mesra1":"گرگ می‌دیدند یوسف را به چشم","mesra2":"چونک اخوان را حسودی بود و خشم","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"},{"citation":"M4:3254","daftar":4,"beyt_in_daftar":3254,"beyt_global":15895,"mesra1":"با پدر چون صلح کردی خشم رفت","mesra2":"آن سگی شد گشت بابا یار تفت","section_id":638,"section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123"}]}