{"id":640,"slug":"d4-sh125","title_fa":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","daftar":4,"first_beyt_global":15908,"last_beyt_global":15936,"beyt_count":29,"beyts":[{"citation":"M4:3267","daftar":4,"beyt_in_daftar":3267,"beyt_global":15908,"mesra1":"همچو پوران عزیر اندر گذر","mesra2":"آمده پرسان ز احوال پدر","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3268","daftar":4,"beyt_in_daftar":3268,"beyt_global":15909,"mesra1":"گشته ایشان پیر و باباشان جوان","mesra2":"پس پدرشان پیش آمد ناگهان","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3269","daftar":4,"beyt_in_daftar":3269,"beyt_global":15910,"mesra1":"پس بپرسیدند ازو کای ره‌گذر","mesra2":"از عزیر ما عجب داری خبر","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3270","daftar":4,"beyt_in_daftar":3270,"beyt_global":15911,"mesra1":"که کسی‌مان گفت که امروز آن سند","mesra2":"بعد نومیدی ز بیرون می‌رسد","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3271","daftar":4,"beyt_in_daftar":3271,"beyt_global":15912,"mesra1":"گفت آری بعد من خواهد رسید","mesra2":"آن یکی خوش شد چو این مژده شنید","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3272","daftar":4,"beyt_in_daftar":3272,"beyt_global":15913,"mesra1":"بانگ می‌زد کای مبشر باش شاد","mesra2":"وان دگر بشناخت بیهوش اوفتاد","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3273","daftar":4,"beyt_in_daftar":3273,"beyt_global":15914,"mesra1":"که چه جای مژده است ای خیره‌سر","mesra2":"که در افتادیم در کان شکر","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3274","daftar":4,"beyt_in_daftar":3274,"beyt_global":15915,"mesra1":"وهم را مژده‌ست و پیش عقل نقد","mesra2":"ز انک چشم وهم شد محجوب فقد","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3275","daftar":4,"beyt_in_daftar":3275,"beyt_global":15916,"mesra1":"کافران را درد و مؤمن را بشیر","mesra2":"لیک نقد حال در چشم بصیر","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3276","daftar":4,"beyt_in_daftar":3276,"beyt_global":15917,"mesra1":"زانک عاشق در دم نقدست مست","mesra2":"لاجرم از کفر و ایمان برترست","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3277","daftar":4,"beyt_in_daftar":3277,"beyt_global":15918,"mesra1":"کفر و ایمان هر دو خود دربان اوست","mesra2":"کوست مغز و کفر و دین او را دو پوست","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3278","daftar":4,"beyt_in_daftar":3278,"beyt_global":15919,"mesra1":"کفر قشر خشک رو بر تافته","mesra2":"باز ایمان قشر لذت یافته","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3279","daftar":4,"beyt_in_daftar":3279,"beyt_global":15920,"mesra1":"قشرهای خشک را جا آتش است","mesra2":"قشر پیوسته به مغز جان خوش است","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3280","daftar":4,"beyt_in_daftar":3280,"beyt_global":15921,"mesra1":"مغز خود از مرتبهٔ خوش برترست","mesra2":"برترست از خوش که لذت گسترست","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3281","daftar":4,"beyt_in_daftar":3281,"beyt_global":15922,"mesra1":"این سخن پایان ندارد باز گرد","mesra2":"تا برآرد موسیم از بحر گرد","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3282","daftar":4,"beyt_in_daftar":3282,"beyt_global":15923,"mesra1":"درخور عقل عوام این گفته شد","mesra2":"از سخن باقی آن بنهفته شد","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3283","daftar":4,"beyt_in_daftar":3283,"beyt_global":15924,"mesra1":"زر عقلت ریزه است ای متهم","mesra2":"بر قراضه مهر سکه چون نهم","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3284","daftar":4,"beyt_in_daftar":3284,"beyt_global":15925,"mesra1":"عقل تو قسمت شده بر صد مهم","mesra2":"بر هزاران آرزو و طم و رم","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3285","daftar":4,"beyt_in_daftar":3285,"beyt_global":15926,"mesra1":"جمع باید کرد اجزا را به عشق","mesra2":"تا شوی خوش چون سمرقند و دمشق","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3286","daftar":4,"beyt_in_daftar":3286,"beyt_global":15927,"mesra1":"جو جوی چون جمع گردی ز اشتباه","mesra2":"پس توان زد بر تو سکهٔ پادشاه","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3287","daftar":4,"beyt_in_daftar":3287,"beyt_global":15928,"mesra1":"ور ز مثقالی شوی افزون تو خام","mesra2":"از تو سازد شه یکی زرینه جام","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3288","daftar":4,"beyt_in_daftar":3288,"beyt_global":15929,"mesra1":"پس برو هم نام و هم القاب شاه","mesra2":"باشد و هم صورتش ای وصل خواه","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3289","daftar":4,"beyt_in_daftar":3289,"beyt_global":15930,"mesra1":"تا که معشوقت بود هم نان هم آب","mesra2":"هم چراغ و شاهد و نقل و شراب","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3290","daftar":4,"beyt_in_daftar":3290,"beyt_global":15931,"mesra1":"جمع کن خود را جماعت رحمتست","mesra2":"تا توانم با تو گفتن آنچ هست","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3291","daftar":4,"beyt_in_daftar":3291,"beyt_global":15932,"mesra1":"زانک گفتن از برای باوریست","mesra2":"جان شرک از باوری حق بریست","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3292","daftar":4,"beyt_in_daftar":3292,"beyt_global":15933,"mesra1":"جان قسمت گشته بر حشو فلک","mesra2":"در میان شصت سودا مشترک","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3293","daftar":4,"beyt_in_daftar":3293,"beyt_global":15934,"mesra1":"پس خموشی به دهد او را ثبوت","mesra2":"پس جواب احمقان آمد سکوت","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3294","daftar":4,"beyt_in_daftar":3294,"beyt_global":15935,"mesra1":"این همی‌دانم ولی مستی تن","mesra2":"می‌گشاید بی‌مراد من دهن","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"},{"citation":"M4:3295","daftar":4,"beyt_in_daftar":3295,"beyt_global":15936,"mesra1":"آنچنان که از عطسه و از خامیاز","mesra2":"این دهان گردد بناخواه تو باز","section_id":640,"section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125"}]}