দিওয়ান-এ শামস গজল ১৩৫ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →

দিওয়ান-এ শামস · G135 · ১১ শের

غزل شمارهٔ ۱۳۵

যেকোনো শের খুলুন তার নিজের পাতার জন্য — অর্থ, ব্যাখ্যা, কঠিন শব্দ।

  1. G135:1 ساقیا گردان کن آخر آن شرابِ صاف رامحو کن هست و عدم را بردران این لاف را
  2. G135:2 آن میی کز قوت و لطف و رواقی و طرببرکند از بیخ هستیِ چو کوه قاف را
  3. G135:3 در دماغ اندر ببافد خمرِ صافی تا دماغدر زمان بیرون کند جولاهِ هستی‌باف را
  4. G135:4 آن میی کز ظلم و جور و کافری‌های خوشششرم آید عدل و داد و دینِ باانصاف را
  5. G135:5 عقل و تدبیر و صفاتِ تست چون اِستارگانزان می خورشیدوش تو محو کن اوصاف را
  6. G135:6 جام جان پر کن از آن می بنگر اندر لطف اوتا گشاید چشم جانت بیند آن الطاف را
  7. G135:7 تن چو کفشی جانِ حیوانی در او چون کفشگررازدارِ شاه کی خوانند هر اسکاف را ؟
  8. G135:8 روحِ ناری از کجا دارد ز نورِ می خبر ؟آتش غیرت کجا باشد دلِ خزاف را ؟
  9. G135:9 سیفِ حق گشتست شمس‌الدینِ ما در دستِ حقآفرین آن سیف را و مرحبا سیّاف را
  10. G135:10 اسبِ حاجت‌های مشتاقان بدو اندر رسادای خدا ضایع مکن این سیر و این الحاف را
  11. G135:11 شهر تبریزست آنک از شوقِ او مستی بوَدگر خبر گردد ز سر سر او اسلاف را

ganjoor: sh135 · public domain