Divan-e Shams Ghazal 1151 ← previous · next →

Divan-e Shams · G1151 · 18 beyts

غزل شمارهٔ ۱۱۵۱

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G1151:1 قدح شکست و شرابم نماند و من مخمورخراب کار مرا شمس دین کند معمور
  2. G1151:2 خدیو عالم بینش چراغ عالم کشفکه روح‌هاش به جان سجده می‌کنند از دور
  3. G1151:3 که تا ز بحر تحیر برآورد دستشهزار جان و روان‌های غرقه مغمور
  4. G1151:4 گر آسمان و زمین پر شود ز ظلمت کفرچو او بتابد، پرتو بگیرد آن همه نور
  5. G1151:5 از آن صفا که ملایک از او همی یابنداگر رسد به شیاطین شوند هر یک حور
  6. G1151:6 وگر نباشد آن نور دیو را روزیبه پرده‌های کرم دیو را کند مستور
  7. G1151:7 به روز عیدی کو بخش کردن آغازدبه هر سوی‌ست عروسی به هر نواحی سور
  8. G1151:8 ز سوی تبریز آن آفتاب درتابدشوند زنده ذرایر مثال نفخه صور
  9. G1151:9 ایا صبا به خدا و به حق نان و نمککه هر سحر من و تو گشته‌ایم از او مسرور
  10. G1151:10 که چون رسی به نهایت کران عالم غیباز آن گذر کن و کاهل مباش چون رنجور
  11. G1151:11 از آن پری که از او یافتی بکن پروازهزار ساله ره اندر پرت نباشد دور
  12. G1151:12 بپر چو خسته شود آن پرت سجودی کنبرای حال من خسته جان و دل مهجور
  13. G1151:13 به آب چشم بگویش که از زمان فراقشدست روز سیاه و شدست مو کافور
  14. G1151:14 تو آن کسی که همه مجرمان عالم رابه بحر رحمت غوطی دهی کنی مغفور
  15. G1151:15 چو چشم بینا در جان تو همی‌نرسدکسی که چشم ندارد یقین بود معذور
  16. G1151:16 چنان بکن تو به لابه که خاک پایش رابدیده آری کاین درد می‌شود ناسور
  17. G1151:17 وزین سفر به سعادت صبا چو بازآییدرافکنی به وجود و عدم شرار و شرور
  18. G1151:18 چو سرمه‌اش به من آری هزار رحمت نوبه جانت بادا تا قرن‌های نامحصور

ganjoor: sh1151 · public domain