Divan-e Shams› Ghazal 1170 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1170 · 23 beyts
غزل شمارهٔ ۱۱۷۰
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1170:1 رحم کن ار زخم شوم سر به سرمرهم صبرم ده و رنجم ببر
- G1170:2 ور همه در زهر دهی غوطهامزهر مرا غوطه ده اندر شکر
- G1170:3 بحر اگر تلخ بود همچو زهرهست صدف عصمتِ جان گهر
- G1170:4 ابر ترشرو که غمانگیز شدمژده تو دادیش ز رزق و مطر
- G1170:5 مادر اگر چه که همه رحمت استرحمت حق بین تو ز قهر پدر
- G1170:6 سرمه نو باید در چشم دلور نه چه داند ره سرمه بصر
- G1170:7 بود به بصره به یکی کو خرابخانه درویش به عهد عمر
- G1170:8 مفلس و مسکین بُد و صاحبعیالجمله آن خانه یک از یک بتر
- G1170:9 هر یک مشهور به خواهندگیخلق ز بس کدیه شان بر حذر
- G1170:10 بود لحاف شبشان ماهتابروز طواف همشان در به در
- G1170:11 گر بکنم قصه ز ادبیرشاندرد دل افزاید با درد سر
- G1170:12 شاه کریمی برسید از شکارشد سوی آن خانه ز گرد سفر
- G1170:13 در بزد از تشنگی و آب خواستآمد از آن خانه یتیمی به در
- G1170:14 گفت که هست آب ولی کوزه نیستآب یتیمان بود از چشم تر
- G1170:15 شاه در این بود که لشکر رسیدهمچو ستاره همه گرد قمر
- G1170:16 گفت برای دل من هر یکیدر حق این قوم ببخشید زر
- G1170:17 گنج شد آن خانه ز اقبال شاهروشن و آراسته زیر و زبر
- G1170:18 ولوله و آوازه به شهر اوفتادشهر به نظاره پی یک دگر
- G1170:19 گفت یکی کهآخر ای مفلسانکشت به یک روز نیاید به بر
- G1170:20 حال شما دی همگان دیدهاندکن فیکون کس نشود بختور
- G1170:21 ور بشود بختور آخر چنینکی شود او همچو فلک مشتهر؟
- G1170:22 گفت کریمی سوی بر ما گذشتکرد در این خانه به رحمت نظر
- G1170:23 قصه درازست و اشارت بس استدیده فزون دار و سخن مختصر
ganjoor: sh1170 · public domain