दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1202› शेर 8 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۲۰۲
- ز آفتاب گذشتیم خیز ای ناهید بیار باده و نقل و نبات و نی بنواز
G1202:8
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز·که گر تو روی بپوشی کنیم ما رو باز
- 2 دمی که شعشعه این جمال درتابد·صد آفتاب شود آن زمان سیاه و مجاز
- 3 کسی شود به تو غره که روی دوست ندید·کسی که دید مرا کی کند تو را اعزاز
- 4 ز گازران مگریز و به زیر ابر مرو·که ابر را و تو را من درآورم به نیاز
- 5 اگر چه جان و جهانی خوش به توست جهان·نگون شوی چو رخم دلبری کند آغاز
- 6 مرا هزار جهانست پر ز نور و نعیم·چه ناز میرسدت با من ای کمین خباز
- 7 عباد را برهانم ز نان و از نانبا·حیات من بدهدشان حیات و عمر دراز
- 8 ز آفتاب گذشتیم خیز ای ناهید·بیار باده و نقل و نبات و نی بنواز
- 9 زمانه با تو نسازد تو سازوارش کن·به چنگ ما ده سغراق و چنگ را ده ساز
- 10 نبات و جامد و حیوان همه ز تو مستند·دمی بدین دو سه مخمور بینوا پرداز
- 11 حیات با تو خوشست و ممات با تو خوشست·گهیم همچو شکر بفسران گهی بگداز
- 12 چو ماه همره من شد سفر مرا حضرست·به زیر سایه او میروم نشیب و فراز
- 13 ز آسمان شنوم من که عاقبت محمود·خموش باش که محمود گشت کار ایاز
ganjoor: sh1202 · public domain