Divan-e Shams Ghazal 1430 ← previous · next →

Divan-e Shams · G1430 · 13 beyts

غزل شمارهٔ ۱۴۳۰

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G1430:1 نهادم پای در عشقی که بر عشاق سر باشممنم فرزند عشق جان ولی پیش از پدر باشم
  2. G1430:2 اگر چه روغن بادام از بادام می زایدهمی‌گوید که جان داند که من بیش از شجر باشم
  3. G1430:3 به ظاهربین همی‌گوید چو مسجود ملایک شدکه ای ابله روا داری که جسم مختصر باشم
  4. G1430:4 زمانی بر کف عشقش چو سیمابی همی‌لرزمزمانی در بر معدن همه دل همچو زر باشم
  5. G1430:5 منم پیدا و ناپیدا چو جان و عشق در قالبگهی اندر میان پنهان گهی شهره کمر باشم
  6. G1430:6 در آن زلفین آن یارم چه سوداها که من دارمگهی در حلقه می آیم گهی حلقه شمر باشم
  7. G1430:7 اگر عالم بقا یابد هزاران قرن و من رفتهمیان عاشقان هر شب سمر باشم سمر باشم
  8. G1430:8 مرا معشوق پنهانی چو خود پنهان همی‌خواهدوگر نی رغم شب کوران عیان همچون قمر باشم
  9. G1430:9 مرا گردون همی‌گوید که چون مه بر سرت دارمبگفتم نیک می گویی بپرس از من اگر باشم
  10. G1430:10 اگر ساحل شود جنت در او ماهی نیارامدحدیث شهد او گویم پس آنگه در شکر باشم
  11. G1430:11 به روز وصل اگر ما را از آن دلدار بشناسیپس آن دلبر دگر باشد من بی‌دل دگر باشم
  12. G1430:12 بسوزا این تنم گر من ز هر آتش برافروزممبادم آب اگر خود من ز هر سیلاب تر باشم
  13. G1430:13 در آن محوی که شمس الدین تبریزیم پالایدملک را بال می ریزد من آن جا چون بشر باشم

ganjoor: sh1430 · public domain