Divan-e Shams› Ghazal 1600 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1600 · 14 beyts
غزل شمارهٔ ۱۶۰۰
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1600:1 از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتمدر درون ساغرش چشمه خوری را یافتم
- G1600:2 تابش سینه و برت را خود ندارد چشم تابشکر ایزد را که من زین دلبری را یافتم
- G1600:3 میرداد قهر چون ماری فروکوبد سرشآنک گوید در دو کونش هم سری را یافتم
- G1600:4 چون درون طرهاش دریافتم دل را عجبدر درون مشک رفتم عنبری را یافتم
- G1600:5 گر ببینی طوطی جان مرا گرد لبشمی پرد پرک زنان که شکری را یافتم
- G1600:6 گر بپرسندت حکایت کن که من بر جام لعلعاشقی مستی جوانی می خوری را یافتم
- G1600:7 گر کسی منکر شود تو گردن او را ببندمی کشانش روسیه که منکری را یافتم
- G1600:8 در میان طرهاش رخسار چون آتش ببینگو میان مشک و عنبر مجمری را یافتم
- G1600:9 چون گشاید لعل را او تا نثار در کندگو که در خورشید از رحمت دری را یافتم
- G1600:10 چون دکان سرپزان سرها و دلها پیش اوهست بیپایان در آن سرها سری را یافتم
- G1600:11 چون نگه کردم سر من بود پر از عشق اومن برون از هر دو عالم منظری را یافتم
- G1600:12 من به برج ثور دیدم منکر آن آفتابگاو جستم من ز ثور و خود خری را یافتم
- G1600:13 من صف رستم دلان جستم بدیدم شاه راترک آن کردم چو بیصف صفدری را یافتم
- G1600:14 من همیکشتی سوی تبریز راندم می نرفتپس ز جان بر کشتی خود لنگری را یافتم
ganjoor: sh1600 · public domain