Divan-e Shams› Ghazal 1623 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1623 · 14 beyts
غزل شمارهٔ ۱۶۲۳
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1623:1 هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدمپی من تصوری را که بکرد هم بدیدم
- G1623:2 سگ او گزید پایم بنمود بس جفایمنگزم چو سگ من او را لب خویش را گزیدم
- G1623:3 چو به رازهای فردان برسیدهام چو مردانچه بدین تفاخر آرم که به راز او رسیدم
- G1623:4 همه عیب از من آمد که ز من چنین فن آمدکه به قصد کزدمی را سوی پای خود کشیدم
- G1623:5 چو بلیس کو ز آدم بندید جز که نقشیمن از این بلیس ناکس به خدا که نابدیدم
- G1623:6 برسان به همدمانم که من از چه روگرانمچو گزید مار رانم ز سیه رسن رمیدم
- G1623:7 خمشان بس خجسته لب و چشم برببستهز رهی که کس نداند به ضمیرشان دویدم
- G1623:8 چو ز دل به جانب دل ره خفیه است و کاملز خزینههای دلها زر و نقره برگزیدم
- G1623:9 به ضمیر همچو گلخن سگ مرده درفکندمز ضمیر همچو گلشن گل و یاسمن بچیدم
- G1623:10 بد و نیک دوستان را به کنایت ار بگفتمبه بهینه پرده آن را چو نساج برتنیدم
- G1623:11 چو دلم رسید ناگه به دلی عظیم و آگهز مهابت دل او به مثال دل طپیدم
- G1623:12 چو به حال خویش شادی تو به من کجا فتادیپس کار خویشتن رو که نه شیخ و نه مریدم
- G1623:13 به سوی تو ای برادر نه مسم نه زر سرخمز در خودم برون ران که نه قفل و نه کلیدم
- G1623:14 تو بگیر آن چنانک بنگفتم این سخن هماگرم به یاد بودی به خدا نمیچخیدم
ganjoor: sh1623 · public domain