Divan-e Shams› Ghazal 1810 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1810 · 14 beyts
غزل شمارهٔ ۱۸۱۰
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1810:1 من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردماناین دزد ما خود دزد را چون می بدزدد از میان
- G1810:2 خواهند از سلطان امان چون دزد افزونی کنددزدی چو سلطان می کند پس از کجا خواهند امان
- G1810:3 عشق است آن سلطان که او از جمله دزدان دل بردتا پیش آن سرکش برد حق سرکشان را موکشان
- G1810:4 عشق است آن دزدی که او از شحنگان دل می برددر خدمت آن دزد بین تو شحنگان بیکران
- G1810:5 آواز دادم دوش من کای خفتگان دزد آمدهستدزدید او از چابکی در حین زبانم از دهان
- G1810:6 گفتم ببندم دست او خود بست او دستان منگفتم به زندانش کنم او می نگنجد در جهان
- G1810:7 از لذت دزدی او هر پاسبان دزدی شدهاز حیله و دستان او هر زیرکی گشته نهان
- G1810:8 خلقی ببینی نیم شب جمع آمده کان دزد کواو نیز می پرسد که کو آن دزد او خود در میان
- G1810:9 ای مایه هر گفت و گو ای دشمن و ای دوست روای هم حیات جاودان ای هم بلای ناگهان
- G1810:10 ای رفته اندر خون دل ای دل تو را کرده بحلبر من بزن زخم و مهل حقا نمیخواهم امان
- G1810:11 سخته کمانی خوش بکش بر من بزن آن تیر خوشای من فدای تیر تو ای من غلام آن کمان
- G1810:12 زخم تو در رگهای من جان است و جان افزای منشمشیر تو بر نای من حیف است ای شاه جهان
- G1810:13 کو حلق اسماعیل تا از خنجرت شکری کندجرجیس کو کز زخم تو جانی سپارد هر زمان
- G1810:14 شه شمس تبریزی مگر چون بازآید از سفریک چند بود اندر بشر شد همچو عنقا بینشان
ganjoor: sh1810 · public domain