Divan-e Shams› Ghazal 1915 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1915 · 17 beyts
غزل شمارهٔ ۱۹۱۵
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1915:1 برو ای دل به سوی دلبر منبدان خورشید شرق و شمع روشن
- G1915:2 مرو هر سو به سوی بیسویی روکه هر مسکین بدان سو یافت مسکن
- G1915:3 بنه سر چون قلم بر خط امرشکه هر بیسر از او افراشت گردن
- G1915:4 که جز در ظل آن سلطان خوباندل ترسندگان را نیست مأمن
- G1915:5 به دستت او دهد سرمایه زرز پایت او گشاید بند آهن
- G1915:6 ور از انبوهی از در ره نیابیچو گنجشکان درآ از راه روزن
- G1915:7 وگر زان خرمن گل بو نیابیچه سود عنبرینه و مشک و لادن
- G1915:8 وگر سبلت ز شیرش تر نکردیبرو ای قلتبان و ریش می کن
- G1915:9 چو دیدی روی او در دل برویدگل و نسرین و بید و سرو و سوسن
- G1915:10 درآمیزد دلت با آب حسنشچو آتش که درآویزد به روغن
- G1915:11 درآ در آتشش زیرا خلیلیمرم ز آتش نهای نمرود بدظن
- G1915:12 درآ در بحر او تا همچو ماهیبروید مر تو را از خویش جوشن
- G1915:13 ز کاه غم جدا کن حب شادیکه آن مه را برای ماست خرمن
- G1915:14 بهار آمد برون آ همچو سبزهبه کوری دی و بر رغم بهمن
- G1915:15 نخمی چون کمان گر تیر اوییبه قاب قوس رستستی ز مکمن
- G1915:16 زهی بر کار و ساکن تو به ظاهرمثال مرهمی در کار کردن
- G1915:17 خمش کن شد خموشی چون بلادربلادر گر ننوشی باش کودن
ganjoor: sh1915 · public domain