Divan-e Shams› Ghazal 1918 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1918 · 17 beyts
غزل شمارهٔ ۱۹۱۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1918:1 فرود آ تو ز مرکب بار میبینوجودت را تو پود و تار میبین
- G1918:2 هر آن گلزار کاندر هجر ماندهستسراسر جان او پرخار میبین
- G1918:3 چو جمله راههای وصل را بسترخان عاشقان را زار میبین
- G1918:4 چو سررشته اشارتهاش دیدیبر آن رشته برو گلزار میبین
- G1918:5 ز جانها جوق جوق از آتش اوفغان لابهکنان مکثار میبین
- G1918:6 بزن تو چنگ در قانون شرطشسماع دلکش اوتار میبین
- G1918:7 به پیش ماجرای صدق آن شهسرافکنده همه اخیار میبین
- G1918:8 میان کودکان مکتب اوچه کوه و بحر از احبار میبین
- G1918:9 چو بیمیلی کند آن خدمت مهچو مه سرگشته و دوار میبین
- G1918:10 چو روی از منبرش برتافت جانیدرآویزان ورا بر دار میبین
- G1918:11 اگر چه کار و باری بینی او راولی نسبت به شه بیکار میبین
- G1918:12 خیالش دید جانم گفت آخربه هجرت میخورم من نار میبین
- G1918:13 بگفتا که عنایت بر فزون استولیکن دیدن ناچار میبین
- G1918:14 اگر تو عاقلی گندم چو دیدیز سنبلها نه از انبار میبین
- G1918:15 دلت انبار و لطفم اصل سنبلاشارت بشنو و بسیار میبین
- G1918:16 خداوند شمس دین را گر ببینیبه غیب اندر رو و ازهار میبین
- G1918:17 شود دیده گذاره سوی بیسودر او انوار در انوار میبین
ganjoor: sh1918 · public domain