Divan-e Shams› Ghazal 1931 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1931 · 18 beyts
غزل شمارهٔ ۱۹۳۱
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1931:1 عقل از کف عشق خورد افیونهش دار جنون عقل اکنون
- G1931:2 عشق مجنون و عقل عاقلامروز شدند هر دو مجنون
- G1931:3 جیحون که به عشق بحر می رفتدریا شد و محو گشت جیحون
- G1931:4 در عشق رسید بحر خون دیدبنشست خرد میانه خون
- G1931:5 بر فرق گرفت موج خونشمی برد ز هر سوی به بیسون
- G1931:6 تا گم کردش تمام از خودتا گشت به عشق چست و موزون
- G1931:7 در گم شدگی رسید جاییکان جا نه زمین بود نه گردون
- G1931:8 گر پیش رود قدم نداردور بنشیند پس او است مغبون
- G1931:9 ناگاه بدید زان سوی محوزان سوی جهان نور بیچون
- G1931:10 یک سنجق و صد هزار نیزهاز نور لطیف گشت مفتون
- G1931:11 آن پای گرفتهاش روان شدمی رفت در آن عجیبهامون
- G1931:12 تا بو که رسد قدم بدان جاتا رسته شود ز خویش و مادون
- G1931:13 پیش آمد در رهش دو وادییک آتش بد یکیش گلگون
- G1931:14 آواز آمد که رو در آتشتا یافت شوی به گلستان هون
- G1931:15 ور زانک به گلستان درآییخود را بینی در آتش و تون
- G1931:16 بر پشت فلک پری چو عیسیو اندر بالا فرو چو قارون
- G1931:17 بگریز و امان شاه جان جواز جمله عقیلهها تو بیرون
- G1931:18 آن شمس الدین و فخر تبریزکز هر چه صفت کنیش افزون
ganjoor: sh1931 · public domain