Divan-e Shams› Ghazal 2043 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2043 · 16 beyts
غزل شمارهٔ ۲۰۴۳
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2043:1 دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمنگر دی نکرد سرما سرمای هر دو بر من
- G2043:2 سرما چو گشت سرکش هیزم بنه در آتشهیزم دریغت آید؟ هیزم به است یا تن؟
- G2043:3 نقش فناست هیزم عشق خداست آتشدر سوز نقشها را ای جان پاکدامن
- G2043:4 تا نقش را نسوزی جانت فسرده باشدمانند بتپرستان دور از بهار و مؤمن
- G2043:5 در عشق همچو آتش چون نقره باش دلخوشچون زادهٔ خلیلی آتش تو راست مَسکن
- G2043:6 آتش به امر یزدان گردد به پیش مردانلاله و گل و شکوفه ریحان و بید و سوسن
- G2043:7 مؤمن فسون بداند بر آتشش بخواندسوزش در او نماند ماند چو ماه روشن
- G2043:8 شاباش ای فسونی کافتد از او سکونیدر آتشی که آهن گردد از او چو سوزن
- G2043:9 پروانه زان زند خود بر آتش موقّدکو را همینماید آتش به شکل روزن
- G2043:10 تیر و سنان به حمزه چون گلفشان نمایددر گلفشان نپوشد کس خویش را به جوشن
- G2043:11 فرعون همچو دوغی در آب غرقه گشتهبر فرق آب موسی بنشسته همچو روغن
- G2043:12 اسپان اختیاری حمال شهریاریپالان کشند و سرگین اسبان کند و کودن
- G2043:13 چو لک لک است منطق بر آسیای معنیطاحون ز آب گردد نه از لکلک مُقنّن
- G2043:14 زان لک لک ای برادر گندم ز دلو بجهددر آسیا درافتد گردد خوش و مطحّن
- G2043:15 وز لک لک بیان تو از دلو حرص و غفلتدر آسیا درافتی یعنی رهی مُبیّن
- G2043:16 من گرم میشوم جان اما ز گفت و گو نیاز شمس دین زرین تبریز همچو معدن
ganjoor: sh2043 · public domain