Divan-e Shams› Ghazal 2118 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2118 · 10 beyts
غزل شمارهٔ ۲۱۱۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2118:1 می تلخی که تلخیها بدو گردد همه شیرینبت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین
- G2118:2 میش هر دم همیگوید که آب خضر را درکشرخش هر لحظه میگوید که گلزار مخلد بین
- G2118:3 زبان چرب او کارد درختانی پر از زیتونلب شیرین او خواند به افسون سوره والتین
- G2118:4 ایا من عشق خدیه یذیب الف حور العینهواه کاشف البلوی کعسق او یاسین
- G2118:5 شعاع وجهه یعلو علی شمس الضحی نوراکمال ساده الوافی یفوق الطور فی المتکین
- G2118:6 فکم من عاشق اردی مقال الحب زر غباو کم من میت احیا محیاه کیوم الدین
- G2118:7 همیگوید مگو چیزی وگر نی هست تمییزیکه زنده کردمی هر دم هزاران مرده زین تلقین
- G2118:8 سکوتی عند احرار غدا کشاف اسراروراء الحرف معلوم بیان النور فی التعیین
- G2118:9 چو میگوید بگو حاجت دهد گوشی بدین امتکه او ناگفته دریابد چو گوش غیب گو آمین
- G2118:10 سکتنا یا صبا نجد فبلغ انت ما تدریو ترجم ما کتمناه لاهل الحی حتی حین
ganjoor: sh2118 · public domain