Divan-e Shams› Ghazal 2142 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2142 · 17 beyts
غزل شمارهٔ ۲۱۴۲
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2142:1 چون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از اوروی ترش سازم از او بانگ و فغان آرم از او
- G2142:2 با ترشان لاغ کنی خنده زنی جنگ شودخنده نهان کردم من اشک همیبارم از او
- G2142:3 شهر بزرگ است تنم غم طرفی من طرفییک طرفی آبم از او یک طرفی نارم از او
- G2142:4 با ترشانش ترشم با شکرانش شکرمروی من او پشت من او پشت طرب خارم از او
- G2142:5 صد چو تو و صد چو منش مست شده در چمنشرقص کنان دست زنان بر سر هر طارم از او
- G2142:6 طوطی قند و شکرم غیر شکر می نخورمهر چه به عالم تُرُشی، دورم و بیزارم از او
- G2142:7 گر ترشی داد تو را شهد و شکر داد مراسکسک و لنگی تو از او من خوش و رهوارم از او
- G2142:8 هر کی در این ره نرود دره و دولهست رهشمن که در این شاه رهم بر ره هموارم از او
- G2142:9 مسجد اقصاست دلم، جنّت مأواست دلمحور شده، نور شده، جمله آثارم از او
- G2142:10 هر کی حقش خنده دهد از دهنش خنده جهدتو اگر انکاری از او من همه اقرارم از او
- G2142:11 قسمت گل خنده بود، گریه ندارد چه کند؟سوسن و گل میشکفد در دل هشیارم از او
- G2142:12 صبر همیگفت که من مژده ده وصلم از اوشکر همیگفت که من صاحب انبارم از او
- G2142:13 عقل همیگفت که من زاهد و بیمارم از اوعشق همیگفت که من ساحر و طرارم از او
- G2142:14 روح همیگفت که من گنج گهر دارم از اوگنج همیگفت که من در بن دیوارم از او
- G2142:15 جهل همیگفت که من بیخبرم بیخود از اوعلم همیگفت که من مهتر بازارم از او
- G2142:16 زهد همیگفت که من واقف اسرارم از اوفقر همیگفت که من بیدل و دستارم از او
- G2142:17 از سوی تبریز اگر شمس حَقَم باز رسدشرح شود کشف شود جملهٔ گفتارم از او
ganjoor: sh2142 · public domain