दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2298› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۲۹۸
- هر آن جانی که شد مجنون به عشق حالت بیچون کجا گیرد قرار اکنون بدین افسون و افسانه
G2298:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 زهی بزم خداوندی زهی میهای شاهانه·زهی یغما که میآرد شه قفجاق ترکانه
- 2 دلم آهن همیخاید از آن لعلین لبی که او·کنار لطف بگشاید میان حلقه مستانه
- 3 هر آن جانی که شد مجنون به عشق حالت بیچون·کجا گیرد قرار اکنون بدین افسون و افسانه
- 4 چو او طره برافشاند سوی عاشق همیداند·که از زنجیر جنبیدن بجنبد شور دیوانه
- 5 به عشق طرههای او که جعد و شاخ شاخ آمد·دل من شاخ شاخ آید چو دندان در سر شانه
- 6 چه برهم گشتهاند این دم حریفان دل از مستی·برای جانت ای مه رو سری درکن در این خانه
- 7 اگر ساقی ندادت می دلا در گل چه افتادی·وگر آن مشک نگشاد او چرا پر گشت پیمانه
- 8 خداوندا در این بیشه چه گم گشتهست اندیشه·تنی تن کجا ماند میان جان و جانانه
- 9 بیا ای شمس تبریزی که در رفعت سلیمانی·که از عشقت همه مرغان شدند از دام و از دانه
ganjoor: sh2298 · public domain