Divan-e Shams› Ghazal 2441 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2441 · 19 beyts
غزل شمارهٔ ۲۴۴۱
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2441:1 آخر مراعاتی بکن مر بیدلان را ساعتیای ماه رو تشریف ده مر آسمان را ساعتی
- G2441:2 ای آن که هستت در سخن مستی میهای کهندلداریی تلقین بکن مر ترجمان را ساعتی
- G2441:3 تن چون کمانم دل چو زه ای جان کمان بر چرخ نهسوی فراز چرخ نه آن نردبان را ساعتی
- G2441:4 پیر از غمت هر جا فتی زان پیش کید آفتیبنما که بینم دولتی بس جاودان را ساعتی
- G2441:5 ای از کفت دریا نمیمحروم کردی محرمیدر خواب کن جانا دمی مر پاسبان را ساعتی
- G2441:6 عشقت می بیچون دهد در می همه افیون نهدمستت نشانی چون دهد آن بینشان را ساعتی
- G2441:7 از رخ جهان پرنور کن چشم فلک مخمور کناز جان عالم دور کن این اندهان را ساعتی
- G2441:8 ای صد درج خوشتر ز جان وصف تو ناید در زبانالا که صوفی گوید آن پیش آر آن را ساعتی
- G2441:9 استغفرالله ای خرد صوفی بدو کی ره بردهر مرغ زان سو کی پرد درکش زبان را ساعتی
- G2441:10 ای کرده مه دراعه شق از عشقت ای خورشید حقاز بهر لعلش ای شفق بگذار کان را ساعتی
- G2441:11 جز عشق او در دل مکن تدبیر بیحاصل مکناندر مکان منزل مکن لا کن مکان را ساعتی
- G2441:12 ای امنها در خوف تو ای ساکنی در طوف توجان داده طمع سوف تو امن و امان را ساعتی
- G2441:13 بنگر در این فریاد کن آخر وفا هم یاد کنبرتاب شاها داد کن این سو عنان را ساعتی
- G2441:14 یک دم بدین سو رای کن جان را تو شکرخای کندر دیده ما جای کن نور عیان را ساعتی
- G2441:15 تیرم چو قصد جه کنم پرم بده تا به کنمابرو نما تا زه کنم من آن کمان را ساعتی
- G2441:16 ای زاغ هجران تهی چون زاغ از من کی رهیکی گوید آن نور شهی خواهم فلان را ساعتی
- G2441:17 ای نفس شیر شیررگ چون یافتی زان عشق تکانداز تو در پیش سگ این لوت و خوان را ساعتی
- G2441:18 ای از می جان بیخبر تا چند لافی از هنرافکن تو در قعر سقر آن دام نان را ساعتی
- G2441:19 کو شهریار این زمن مخدوم شمس الدین منتبریز خدمت کن به تن آن شه نشان را ساعتی
ganjoor: sh2441 · public domain