Divan-e Shams› Ghazal 2465 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2465 · 15 beyts
غزل شمارهٔ ۲۴۶۵
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2465:1 آمدهای که راز من بر همگان بیان کنیو آن شه بینشانه را جلوه دهی نشان کنی
- G2465:2 دوش خیال مست تو آمد و جام بر کفشگفتم می نمیخورم گفت مکن زیان کنی
- G2465:3 گفتم ترسم ار خورم شرم بپرد از سرمدست برم به جعد تو باز ز من کران کنی
- G2465:4 دید که ناز میکنم گفت بیا عجب کسیجان به تو روی آورد روی بدو گران کنی
- G2465:5 با همگان پلاس و کم با چو منی پلاس همخاصبک نهان منم راز ز من نهان کنی
- G2465:6 گنج دل زمین منم سر چه نهی تو بر زمینقبله آسمان منم رو چه به آسمان کنی
- G2465:7 سوی شهی نگر که او نور نظر دهد تو راور به ستیزه سر کشی روز اجل چنان کنی
- G2465:8 رنگ رخت که داد رو زرد شو از برای اوچون ز پی سیاههای روی چو زعفران کنی
- G2465:9 همچو خروس باش نر وقت شناس و پیش روحیف بود خروس را ماده چو ماکیان کنی
- G2465:10 کژ بنشین و راست گو راست بود سزا بودجان و روان تو منم سوی دگر روان کنی
- G2465:11 گر به مثال اقرضوا قرض دهی قراضهاینیم قراضه قلب را گنج کنی و کان کنی
- G2465:12 ور دو سه روز چشم را بند کنی بهاتّقواچشمه چشم حس را بحر در عیان کنی
- G2465:13 ور به نشان ما روی راست چو تیر ساعتیقامت تیر چرخ را بر زه خود کمان کنی
- G2465:14 بهتر از این کرم بود جرم تو را گنه تو راشرح کنم که پیش من بر چه نمط فغان کنی
- G2465:15 بس که نگنجد آن سخن کو بنبشت در دهانگر همه ذره ذره را بازکشی دهان کنی
ganjoor: sh2465 · public domain