Divan-e Shams Ghazal 2499 ← previous · next →

Divan-e Shams · G2499 · 19 beyts

غزل شمارهٔ ۲۴۹۹

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G2499:1 مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغماییکه او صف‌های شیران را بدراند به تنهایی
  2. G2499:2 کمان را چون بجنباند بلرزد آسمان را دلفروافتد ز بیم او مه و زهره ز بالایی
  3. G2499:3 به پیش خلق نامش عشق و پیش من بلای جانبلا و محنتی شیرین که جز با وی نیاسایی
  4. G2499:4 چو او رخسار بنماید نماند کفر و تاریکیچو جعد خویش بگشاید نه دین ماند نه ترسایی
  5. G2499:5 مرا غیرت همی‌گوید خموش ار جانت می‌بایدز جان خویش بیزارم اگر دارد شکیبایی
  6. G2499:6 ندارد چاره دیوانه به جز زنجیر خاییدنحلالستت حلالستت اگر زنجیر می‌خایی
  7. G2499:7 بگو اسرار ای مجنون ز هشیاران چه می‌ترسیقبا بشکاف ای گردون قیامت را چه می‌پایی
  8. G2499:8 وگر پرواز عشق تو در این عالم نمی‌گنجدبه سوی قاف قربت پر که سیمرغی و عنقایی
  9. G2499:9 اگر خواهی که حق گویم به من ده ساغر مردیوگر خواهی که ره بینم درآ ای چشم و بینایی
  10. G2499:10 در آتش بایدت بودن همه تن همچو خورشیدیاگر خواهی که عالم را ضیا و نور افزایی
  11. G2499:11 گدازان بایدت بودن چو قرص ماه اگر خواهیکه از خورشید خورشیدان تو را باشد پذیرایی
  12. G2499:12 اگر دلگیر شد خانه نه پاگیر است برجه رووگر نازک دلی منشین بر گیجان سودایی
  13. G2499:13 گهی سودای فاسد بین زمانی فاسد سوداگهی گم شو از این هر دو اگر همخرقه مایی
  14. G2499:14 به ترک ترک اولیتر سیه رویان هندو راکه ترکان راست جانبازی و هندو راست لالایی
  15. G2499:15 منم باری بحمدالله غلام ترک همچون مهکه مه رویان گردونی از او دارند زیبایی
  16. G2499:16 دهان عشق می‌خندد که نامش ترک گفتم منخود این او می‌دمد در ما که ما ناییم و او نایی
  17. G2499:17 چه نالد نای بیچاره جز آنک دردمد ناییببین نی‌های اشکسته به گورستان چو می‌آیی
  18. G2499:18 بمانده از دم نایی نه جان مانده نه گویاییزبان حالشان گوید که رفت از ما من و مایی
  19. G2499:19 هلا بس کن هلا بس کن منه هیزم بر این آتشکه می‌ترسم که این آتش بگیرد راه بالایی

ganjoor: sh2499 · public domain