Divan-e Shams› Ghazal 2555 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2555 · 21 beyts
غزل شمارهٔ ۲۵۵۵
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2555:1 چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن دارینباشد خاک ره ناطق ندارد سنگ هشیاری
- G2555:2 چرا زهری دهد تلخی چرا خاری کند تیزیچرا خشمی کند تندی چرا باشد شبی تاری
- G2555:3 در آن گلزار روی او عجب میماندم روزیکه خاری اندر این عالم کند در عهد او خاری
- G2555:4 مگر حضرت نقابی بست از غیرت بر آن چهرهکه تا غیری نبیند آن برون ناید ز اغیاری
- G2555:5 مگر خود دیده عالم غلیظ و درد و قلب آمدنمیتاند که دریابد ز لطف آن چهره ناری
- G2555:6 دو چشم زشت رویان را لباس زشت میبایدو کی شاید که درپوشد لباس زشت آن عاری
- G2555:7 که از عریانی لطفش لباس لطف شرمندهکه از شرم صفای او عرقها میشود جاری
- G2555:8 و او با این همه جسمی فروبرید و درپوشیدبرون زد لطف از چشمش ز هر سو شد به دیداری
- G2555:9 فروپوشید لطف او نهانی کرده چشمش راکه تا شد دیدهها محروم و کند از سیر و سیاری
- G2555:10 ولیک آن نور ناپیدا همیفرمایدت هر دمشراب می که بفزاید ز بیهوشیت هشیاری
- G2555:11 که خوبان به غایت را فراغت باشد از شیوهولیکن عشقشان دارد هزاران مکر و عیاری
- G2555:12 چنانک از شهوتی تو خوش به جسم و جان شهوانینباشی زان طرب غافل اگر تو جان جان داری
- G2555:13 درون خود طلب آن را نه پیش و پس نه بر گردوننمیبینی که اندر خواب تو در باغ و گلزاری
- G2555:14 کدامین سوی میدانی کدامین سوی میبینیتو آن باغی که میبینی به خواب اندر به بیداری
- G2555:15 چو دیده جان گشادی تو بدیدی ملک روحانیاز آن جا طفل ره باشی چو رو زین سو به شه آری
- G2555:16 کدامین شه نیارم گفت رمزی از صفات اوولیکن از مثالی تو بدانی گر خرد داری
- G2555:17 خردهایی نمیخواهم که از دونی و طماعیسر و سرور نمیجوید همیجوید کلهداری
- G2555:18 کُلَه بگذار و سر میجو کز آن سر سر به دست آیدبه سر بنشین به بزم سر ببین زان سر تو خماری
- G2555:19 ز جامی کز صفای آن نماید غیبها یک یکچه مه رویان نماید غیب اندر حجب و عماری
- G2555:20 به روی هر مهی بینی تو داغی بس ظریف و کشنشان بندگی شه که فرد است او به دلداری
- G2555:21 به نزد حسن انس و جن مخدومی شمس الدینزهی تبریز دریاوش که بر هر ابر در باری
ganjoor: sh2555 · public domain