दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2666› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۲۶۶۶
- حریفت حاضر است آن جا که هستی ولیکن گر بگوید شرم داری
G2666:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 به تن این جا به باطن در چه کاری·شکاری میکنی یا تو شکاری
- 2 کز او در آینه ساعت به ساعت·همیتابد عجب نقش و نگاری
- 3 مثال باز سلطان است هر نقش·شکار است او و میجوید شکاری
- 4 چه ساکن مینماید صورت تو·درون پرده تو بس بیقراری
- 5 لباست بر لب جوی و تو غرقه·از این غرقه عجب سر چون برآری
- 6 حریفت حاضر است آن جا که هستی·ولیکن گر بگوید شرم داری
- 7 به هر شیوه که گردد شاخ رقصان·نباشد غایب از باد بهاری
- 8 مجه تو سو به سو ای شاخ از این باد·نمیدانی کز این باد است یاری
- 9 به صد دستان به کار توست این باد·تو را خود نیست خوی حق گزاری
- 10 از او یابی به آخر هر مرادی·همو مستی دهد هم هوشیاری
- 11 بپرس او کیست شمس الدین تبریز·بجز در عشق او تا سر نخاری
ganjoor: sh2666 · public domain