Divan-e Shams› Ghazal 3117 ← previous · next →
Divan-e Shams · G3117 · 14 beyts
غزل شمارهٔ ۳۱۱۷
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G3117:1 پذیرفت این دل ز عشقت خرابیدرآ در خرابی چو تو آفتابی
- G3117:2 چه گویی دلم را که از من نترسیز دریا نترسد چنین مرغ آبی
- G3117:3 منم دل سپرده برانداز پردهکه عمریست ای جان که اندر حجابی
- G3117:4 چو پرده برانداخت گفتم دلا هیبه بیداریست این عجب یا به خوابی
- G3117:5 بگفتم زمانی چنین باش پیدابگفتا که شاید ولی برنتابی
- G3117:6 دلم صد هزاران سخن راند ز آن خوشمرا گفت بشنو گر اهل خطابی
- G3117:7 که گر او نه آبست باغ از چه خنددوگر آتشی نیست چون دل کبابی
- G3117:8 از این جنس باران و برقش جهان شددر اسرار عشقش چو ابر سحابی
- G3117:9 بگفتم خمش کن چو تو مست عشقیمثال صراحی پر از خون نابی
- G3117:10 دلا چند باشی تو سرمست گفتنچو در عین آبی چه مست سرابی
- G3117:11 بر این و بر آن تو منه این بهانهتو خود را برون کن که خود را عذابی
- G3117:12 من و ماست کهگل سر خم گرفتهتو بردار کهگل که خم شرابی
- G3117:13 دلا خون نخسپد و دانم که تو دلتو آن سیل خونی که دریا بیابی
- G3117:14 بهانهست اینها بیا شمس تبریزکه مفتاح عرشی و فتاح بابی
ganjoor: sh3117 · public domain