Divan-e Shams Ghazal 3191 ← previous · next →

Divan-e Shams · G3191 · 13 beyts

غزل شمارهٔ ۳۱۹۱

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G3191:1 کالی تَیشی آینو سوْای اَفَندی چَلَبینیمشب بر بام مایی، تا کرا می‌طلبی
  2. G3191:2 گه سیه‌پوش و عصایی، که منم کالویروسگه عمامه و نیزه در کف که غریبم عربی
  3. G3191:3 چون عرب گردی، بگویی «فاعلاتن فاعلاتاَبصِرُوالدنْیا جَمیعاً فی قمیصِی تَخْتَبی
  4. G3191:4 علت اولی نمودی خویش را با فلسفیچه زیان دارد ترا؟! تو یاربی و یاربی
  5. G3191:5 گر چنینی، گر چنانی، جان مایی جان جانهر زبان خواهی بفرما، خسروا، شیرین لبی
  6. G3191:6 اِرتمی اغاپِسُودی کایِکا پَرا تَرانور حقّی یا تو حقّی، یا فرشته یا نبی
  7. G3191:7 با نه اینی و نه آنی، صورت عشقی و بسبا کدامین لشکری و در کدامین موکبی؟
  8. G3191:8 چون غم دل می‌خورم، یا رحم بر دل می‌برمکای دل مسکین، چرا اندر چنین تاب و تبی؟!
  9. G3191:9 دل همی گوید « برو من از کجا، تو از کجا!من دلم تو قالبی رو، رو، همی کن قالبی
  10. G3191:10 پوست‌ها را رنگ‌ها و مغزها را ذوق‌هاپوست‌ها با مغزها خود کی کند هم مذهبی؟! »
  11. G3191:11 کالی میراسَس نَزیتَن بَوستن کالاستنشب شما را روز گشت و نیست شب‌ها را شبی
  12. G3191:12 من خمش کردم، فسونم، بی‌زبان تعلیم دهای ز تو لرزان و ترسان مشرقی و مغربی
  13. G3191:13 شمس تبریزی، برآ چون آفتاب از شرق جانتا گشایند از میان زنّارِ کفر و معجبی

ganjoor: sh3191 · public domain